دیدبان ارمنستان

پایگاه خبری و تحلیلی

پنج شنبه08222019

Last update07:12:55 AM

Back شما اینجا هستید: Home مقالات تبادلات ادبی ارامنه و ایرانیان
جمعه, 02 تیر 1391 ساعت 00:46

تبادلات ادبی ارامنه و ایرانیان

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

روابط میان ارامنه و ایرانیان دارای تاریخچه ای چند هزار ساله می باشد. همسایگی این دو قوم کهن موجب ایجاد پیوندی عمیق میان دو ملت گردیده که ریشه های بسیار محکمی در مراودات فرهنگی آن ها داشته است.

علیرغم این ریشه ی تاریخی متاسفانه تا چند دهه اخیر شاهد ترجمه ی ادبیات ارمنی به زبان فارسی نبوده ایم. اندک فعالیتی که در این خصوص انجام گرفته صرفا" مقطعی و حاصل ذوق و علاقه ی مترجم آن اثر است وهیچگاه تبدیل به جریانی خاص نگردیده..

بی شک در این مجال اندک فرصت کنکاش درخصوص دلایل این امر و عدم رغبت جهت ترجمه ی آثار ادبیات ارمنی به زبان فارسی نمی باشد. اما آنچه مسلم است ریشه ی مشترک زبان فارسی و ارمنی و نیز در هم آمیختگی فرهنگ دو ملت مبین این نکته می باشد که بدون آشنایی با آثار ادبی دو ملت زوایای بسیاری از تاریخ وتمدن آن ها همچنان دچار ابهام خواهد بود

.

بحث در خصوص مبادلات ادبی ارامنه و ایرانیان را در دو بخش مجزا پی می گیریم .

الف ) آشنایی ارامنه با آثار ادبی ایرانیان

پس از ابداع حروف زبان ارمنی دراوایل قرن پنجم میلادی ، جنبش عظیم ترجمه ی آثار با ارزش زبان های دیگر در حوزه های مختلف به زبان ارمنی آغاز گردید. دانش آموختگان مکتب مسروپ ماشتوس مبدع حروف ارمنی اقدام به فرا گیری زبان های رایج زمان خود نموده و آثار با ارزشی را از زبان های مختلف به زبان ارمنی ترجمه نمودند. از آنجائیکه در زمان ابداع حروف ارمنی ارمنستان تحت حکومت پادشاهی از خاندان اشکانیان ایران بوده و نیز با توجه به استیلای پادشاهی اشکانیان و سپس ساسانیان بر ارمنستان بی شک زبان پهلوی یکی از این زبان ها بوده است. اشارات پدر تاریخ نویسی ارمنی موسی خوره ناتسی به اساطیر ایرانی در اثر ارزشمندش " تاریخ ارمنستان" و نیز خطابه ی سردار ایرانی در هنگام جنگ ارامنه و ایرانیان در زمان سلطنت یزدگرد دوم را که توسط تاریخ نویس ارمنی یقیشه در کتاب وقایع نگاری این جنگ جای گرفته است ، می توان از اولین نمونه های ترجمه از زبان پهلوی به ارمنی دانست. در سده های بعدی نیز موارد بسیاری را می توان یافت که نشانه ی بارز اثر پذیری ادبیات ارمنی از ادبیات فارسی می باشند. شاعر ارمنی یرزنگاتسی به خواننده ی اثرش توصیه می نماید تا آن را بر وزن "شاهنامه" فردوسی بخواند و شاعر ارمنی قرون وسطی فریک در اشعارش از مضامین و کلمات فارسی بسیاری استفاده می نماید. اینان همگی شاهدی بر این مدعا می باشند که نه تنها شاعران و فرهیختگان ارمنی بلکه خوانندگان عامی این آثار نیز با ادبیات فارسی آشنایی داشته اند.

 

دردهه ی بیست قرن بیستم، با الحاق ارمنستان به اتحاد جماهیر شوروی و همسایگی این جمهوری با ایران لزوم ایجاد مراکز تحقیقاتی و ایران شناسی در دستور کار دولت قرار گرفت. تاسیس کرسی های شرق شناسی و ایران شناسی در دانشگاه ها و مراکز علمی ارمنستان منتهی به ترجمه و چاپ آثار ادبیات فارسی به زبان ارمنی گردید. این جنبش با مهاجرت جمعی از نویسندگان و شاعران ایرانی-ارمنی به ارمنستان در دهه ی چهل به اوج خود رسید و تا دهه های بعدی نیز ادامه یافت. در این دوره آثار شاخص ادبیات فارسی همچون "شاهنامه" و نیز اشعار بسیاری از شاعران ایرانی همچون حافظ ، مولوی ، خاقانی ، خیام و ...به زبان ارمنی ترجمه و چاپ گردید. در دهه ی اخیر نیز با همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان آثار بسیاری از زبان فارسی به ارمنی ترجمه و در ارمنستان به چاپ رسیده اند که بیشتر در بر گیرنده ی آثار نویسندگان و شاعران معاصرند. بی شک در این راستا بیشترین سهم از آن ادوارد حق وردیان می باشد.

 

در خصوص ترجمه ی آثار ادبی فارسی به زبان ارمنی، فعالیت هایی نیز در داخل ایران انجام گرفته است. در این رابطه می توان به ترجمه های هوسپ میرزاییان از "شاهنامه" فردوسی و رباعیات خیام و نیز فعالیت انجمن ادبی "نور اج" یا "برگی تازه" اشاره کرد . اعضای این انجمن ادبی به واسطه آشنایی و هم نشینی با بسیاری از شاعران معاصر ایران همچون شاملو، سایه، نادر نادر پور، فروغ فرخ زاد و ....اشعار آن ها را به زبان ارمنی ترجمه و در کتاب های دوره ای خود چاپ نموده اند.

 

ب ) آشنایی ایرانیان با آثار ادبی ارمنی

 

همانگونه که در ابتدای این گفتار نیز اشاره شد در خصوص ترجمه و شناساندن ادبیات ارمنی به خواننده ی فارسی زبان حداقل تا سه دهه ی اخیر فعالیت چشمگیری انجام نگرفته است. بررسی و ریشه یابی عمیق این موضوع بحث دیگری را می طلبد که از حوصله ی این گفتار خارج است. در یک جمله می توان چنین بیان کرد که شاید عدم آشنایی مترجمان ایرانی با زبان ارمنی و در دسترس نبودن ترجمه ی آثار ادبیات ارمنی به زبان های دیگر و نیز عدم وجود مراکز رسمی ارمنی شناسی در ایران تا دهه ی شصت قرن گذشته میلادی را بتوان از دلایل این امر برشمرد.

 

در هر حال آثارترجمه شده به زبان فارسی را می توان به سه دوره ی جداگانه تقسیم نمود.

 

1) دهه ی چهل میلادی

 

در طی سالهای دهه ی چهل میلادی (دهه ی بیست شمسی) جمعی از اندیشمندان، متفکران و نویسندگان جوان ارمنی از جمله دکتر انیک ساهاکیان (نروس)، دکتر آلبرت برناردی و آرا جهانس شاید برای اولین بار اقدام به ترجمه و چاپ آثار ادبی ارمنی به زبان فارسی کردند. حاصل فعالیت این گروه کتابی است در 104 صفحه که تحت عنوان " قطعاتی چند از ادبیات ارمنی " در سال 1324 منتشر گردیده است. این کتا ب دربرگیرنده ی تعدادی از اشعار و داستان های نویسندگان ارمنی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. در دیباچه ی کتاب در خصوص انتخاب این آثارچنین می خوانیم. "در این نخستین مجموعه بیشتر سعی شده است مطالبی انتخاب و منتشر شود که یا مربوط به ایران و زندگی ایرانی ها باشد، یا با ذوق و روح ایرانی ها مطابقت کند". نکته ی حایز اهمیت در این کتاب وفاداری متون ترجمه شده به اصل اثر و همزمان رعایت اسلوب نظم و نثر فارسی می باشد. آنچنانکه ضمن انتقال کامل روح اثر مطالعه ی آن را برای خواننده ی فارسی زبان بسیار دلنشین می نماید.

 

2 ) اواخر دهه ی شصت و اوایل دهه ی هفتاد میلادی

 

شاخصه ی این دوره دو رویداد علمی و فرهنگی است، که هرکدام از آن ها به نوبه ی خود باعث ایجاد انگیزه جهت ترجمه ی آثار ادبی ارمنی گردید. اولین رویداد علمی و فرهنگی ایجاد کرسی زبان ارمنی در دانشگاه اصفهان در مقطع لیسانس و نیز ایجاد کرسی زبان ارمنی در دانشگاه تهران در مقطع فوق لیسانس می باشد. گرچه کرسی زبان ارمنی در دانشگاه تهران عمری کوتاه داشت ولیکن ایجاد این مراکز علمی و به خصوص استمرار فعالیت رشته ی زبان ارمنی در دانشگاه اصفهان نسلی فرهیخته از دانش آموختگان این زبان را تقدیم جامعه نمود. اکثر این دانش آموختگان یا جذب ادبیات شده و یا فعالیت فرهنگی در زمینه های مرتبط را آزمودند.

 

دومین رویداد فرهنگی این دوران که می توان از آن یاد کرد تاسیس مجله ی "هور"است. این مجله در فاصله ی سالهای 1971-1974 (1350-1353 ) به دو زبان ارمنی و فارسی به سردبیری دکتر گاگیگ هواکمیان منتشر گردیده و به عرصه ای جهت ترجمه و چاپ آثار ادبی ارمنی تبدیل گردید. از دیگر موسسان و همکاران این مجله پر بار باید به آقاسی هوانیسیان اشاره کرد، که اقدام به ترجمه ی داستان های بسیاری از نویسندگان ارمنی به زبان فارسی نموده و آن ها به چاپ رسانده است.

 

در این دوران همچنین شاهد حضور دو چهره ی شاخص و پر کار هستیم. آلک در خاچاطوریان و دکتر هراند قوکاسیان.

 

حاصل فعالیت پر بار آلک خاچاطوریان در زمینه ی ترجمه و چاپ آثار ادبیات ارمنی کتابهای بسیاری می باشد که از آن میان می توان به "حماسه اندوه-مجموعه‌ای از شعر ارمنی"، " آنوش-آختامار-پروانه "، " سیامانتو و خجه زاره " و "آوای خاموش نشدنی ناقوس" اشاره نمود. آلک خاچاطوریان همزمان به فعالیت تحقیقاتی در خصوص ادبیات پرداخته که حاصل آن کتاب "نگرشی کوتاه به ۲۲ قرن ادبیات ارمنی" و" مادرانه در ادب آرمن" می باشد.

 

از دکتر هراند قوکاسیان نیز دو مجموعه به نامهای "آنوش" و "گرونگ" که حاوی ترجمه ی اشعار ارمنی می باشند به یادگار مانده است.

 

3 ) از دهه ی نود میلادی تا کنون

 

استقلال دوباره ی ارمنستان در سال 1991 و آغاز مناسبات سیاسی و فرهنگی میان ایران و ارمنستان موجب ایجاد حرکتی جدید در جهت آشنایی هرچه بیشتر دو ملت با یکدیگر گردید. بی شک یکی از راه های این آشنایی و شناخت مبادلات فرهنگی و نیز ادبی می باشد. از این جهت به جد می توان گفت که در دوران حاضر حداقل از نظر کمیت شاهد رشد قابل توجهی در زمینه ی ترجمه و ارایه آثار ادبی ارمنی هستیم. در این زمینه نمی توان نقش مجله ی فارسی زبان "پیمان" و رشته ی زبان و ادبیات ارمنی دانشگاه آزاد اسلامی را از نظر دور داشت.

 

نام شاخصی که در این دوران به آن بر می خوریم احمد نوری زاده است. وی را می توان تنها مترجم آثار ادبی ارمنی دانست که خود ارمنی نیست و با فراگیری این زبان اقدام به ترجمه ی این آثار نموده. از کتاب های چاپ شده ی نوری زاده می توان به " صد سال شعر ارمنی" ، "تاریخ و فرهنگ ارمنستان " ، " باغ‌ سیب‌، باران‌ و چند داستان‌ دیگر" اشاره نمود. گرچه درخصوص ترجمه های نوری زاده دیدگاه های مثبت و منفی مختلفی مطرح گردیده است و لیکن نمی توان این واقعیت را کتمان نمود که اوهمچنان در این عرصه پرکارترین است.

 

دیگر چهره ی شاخص این دوران بدون شک آزاد ماتیان می باشد. حاصل فعالیت ترجمه ی این استاد زبان ارمنی دانشگاه اصفهان و دانش آموخته ی دانشگاه سوربن فرانسه در کنار آثار پراکنده ی ایشان، منظومه ی ارزشمند و ستوده شده ی "فغان نامه ی گرگوار" اثر گریگور ناره گاتسی است. در خصوص ارزش ادبی و معنوی این اثرهمان بس که ارامنه جهان اخیرا" هزارمین سال سرایش آن را جشن گرفتند.

 

از دیگر نام هایی که می توان در این دوران به آن اشاره کرد گارون سرکیسیان است. عمده فعالیت ایشان در خصوص ترجمه متون تاریخی ارمنی می باشد .ترجمه های ایشان از آثار مورخان مشهور ارمنی فرصت با ارزشی را برای تاریخ دانان ایرانی جهت استفاده از این منابع بکر ایجاد کرده است، گرچه در این زمینه هنوز آثار ارزشمند بسیاری در انتظار معرفی به خواننده ایرانی می باشند.

 

در ادامه این فهرست می توان به نام های دیگری نیز اشاره کرد. از جمله شاعر معاصر ارمنی واراند و نیز واهه آرمن که اشعار تنی چند از شاعران معاصر و جوان ارمنستان را به فارسی ترجمه نموده است و یا آندرانیک خچومیان که تعدادی از نمایشنامه های نویسندگان معاصر ارمنستان را ترجمه و چاپ کرده است.

 

در عین حال جمع کثیری از نویسندگان ارمنی ایران نیز بعضا" مبادرت به ترجمه ی آثار نویسندگان ارمنی نموده اند و حاصل فعالیت آن ها به صورت پراکنده در مجلات و صفحات ادبی مطبوعات ایران چاپ گردیده.

 

به واسطه ی حضور ارامنه در بیشتر کشورهای جهان، تعدادی از نویسندگان ارمنی به زبانی غیر از زبان مادری خویش به خلق اثر پرداخته و آثار با ارزشی را به گنجینه ی ادبیات جهان افزوده اند. در این زمینه می توان به نویسندگانی چون ویلیام سارویان، هانری تروآیا، هانری ورنو و واهه کاچا اشاره نمود که تقریبا" آثار همگی آن ها برای خواننده ی فارسی زبان آشنا می باشد. تعدادی از نویسندگان ارمنی ایران نیز به زبان فارسی نوشته و در ادبیات ایران جایگاه ماندگاری را به خود اختصاص داده اند. از این جمله اند کارو شاعر مشهور دهه های گذشته و زویا پیرزاد نویسنده ی شهیرمعاصر. این فهرست ناقص خواهد بود اگر نام خاچیک خاچر و یوریک کریم مسیحی را نیز به آن نیافزاییم.

 

نکته ای که اشاره به آن برای ادب دوستان ایرانی می تواند جالب توجه باشد، ترجمه ی آثار ادبی ارمنی توسط شاعران معاصر ایران است.

 

احمد شاملو در کنار ترجمه ی آثار شاعران جهان توجه ای ویژه به شعر ارمنی داشته و منظومه ی زیبای "جنون زدگان خشم" اثر شاعر انقلابی ارمنی یقیشه چارنتس را ترجمه نموده است. در این زمینه نمی توان نقش همسر گرامی ایشان آیدا سرکیسیان را از نظر دور داشت.

 

حاصل همکاری نادر نادر پور و هوشنگ ابتهاج (سایه) با گالوست خاننتس و روبن هوانیسیان نویسندگان ارمنی ایرانی کتابی است تحت عنوان "یادنامه تومانیان" حاوی تعدادی از اشعار هوانس تومانیان شاعر ملی ارمنستان.

 

علیرغم فعالیت های انجام گرفته درخصوص ترجمه ی آثار ادبی ارمنی به زبان فارسی، بی تردید زمینه های بسیاری هنوز دست نخورده و بکر باقی مانده است. چه بسیارند آثار مورخان ارمنی که ترجمه ی آنها می تواند زوایای تاریک تاریخ دو ملت را روشن نماید. چه بسیارند اشعار نویسندگانی که به آثار ارزشمند جهانی تنه می زنند و ترجمه ی آن ها می تواند روحیات ملت ارمنی را نمایان کند و چه بسیارند رمان ها و داستان هایی که ترجمه ی آن ها می تواند درد و رنج این ملت را هویدا نماید. امید که با ادامه حرکت ایجاد شده شاهد ترجمه این چنین آثار باشیم.

خواندن 4044 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 02 تیر 1391 ساعت 01:36

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.