دیدبان ارمنستان

پایگاه خبری و تحلیلی

یکشنبه10202019

Last update07:12:55 AM

Back شما اینجا هستید: Home مقالات مناقشه قراباغ و پارادوکس موجود در دو مفهوم کلیدی حقوق بین الملل
چهارشنبه, 17 آذر 1395 ساعت 11:00

مناقشه قراباغ و پارادوکس موجود در دو مفهوم کلیدی حقوق بین الملل

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نویسنده :روبرت مارکاریان

جنگ چهار روزه اوایل آوریل و تشدید تنش در خطوط تماس بار دیگر مناقشه قراباغ را در کانون توجه قرار داده است.

جنبشی که در سال 1988 میلادی با اعتراضات مسالمت آمیز و آرام مردمی آغاز شده بود منتهی به کشتار و پاکسازی قومی ارامنه توسط مقامات آذری و در نهایت جنگی شد که با آتش بس منعقد شده در سال 1994 میلادی به صورت موقت پایان یافت.

در بیش از 20 سال گذشته آتش بس برقرار شده در مناقشه قراباغ به صورت مستمر نقض شده و سایه آغاز جنگ همچون شمشیر داموکلس بر این بخش از منطقه قفقاز جنوبی گسترده شده است.

پارادوکس تاریخی موجود میان "حق تعیین سرنوشت ملت ها" و "اصل تمامیت ارضی کشورها " به عنوان دو مفهوم کلیدی حقوق بین الملل مبنای اصلی مناقشه قراباغ را شکل داده است. اکثریت ارمنی جمعیت ساکن در مرزهای قراباغ در همه پرسی دهم دسامبر سال 1991 میلادی با تکیه بر حق ملت ها برای تعیین سرنوشت خود (و همچنین قانون اساسی اتحاد شوروی که در آن زمان هنوز از مشروعیت حقوقی برخوردار بود) رای به استقلال قراباغ داد و در پی آن جمهوری آذربایجان با تکیه بر اصل حفظ تمامیت ارضی کشورها جنگی خونین را علیه قراباغ آغاز کرد.

با این وجود در موضوع مناقشه قراباغ پارادوکس موجود در این دو مفهوم کلیدی حقوق بین الملل قابل توضیح می باشد.

رویکرد تاریخی

آن چه که مسلم است تا پیش از دهه 1990 میلادی "اصل تمامیت ارضی کشورها" از برتری نسبی در مقایسه با "حق تعیین سرنوشت ملت ها" برخوردار بوده است در حالیکه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و بلوک شرق و با تاسیس جمهوری های مستقل به عنوان اعضای جدید جامعه بین الملل، گرایش حقوق بین الملل نسبت به "حق تعیین سرنوشت ملت ها" آشکارتر شده است.

در دهه های اخیر، تاسیس بیش از 20 کشور جدید از جمله تیمور شرقی، کوزوو و سودان جنوبی حکایت از اهمیت و ارجحیت "حق تعیین سرنوشت ملت ها" بر " اصل تمامیت ارضی کشورها"  دارد.

حق و اصل

در هنگام بحث در خصوص تعیین سرنوشت ملت (و همچنین در متون حقوقی) از آن تحت عنوان "حق ملت ها" نام برده می شود، در حالیکه به تمامیت ارضی کشورها همواره تحت عنوان "اصل" اشاره می شود.از آنجائیکه واژه ها از اهمیت ویژه ای در قانون گذاری برخودار می باشند، استفاده از واژه های "حق" و "اصل" اتفاقی نبوده و دارای توجیه منطقی می باشد.

از لحاظ منطقی "حق" با "اصل" متفاوت می باشد. "حق" در واقع عبارت است از "سلطه، توانایی و امتیازی که به موجب قانون یا قواعد حقوقی، به اشخاص نسبت به متعلق حق داده می شود که به موجب آن می توانند در روابط اجتماعی خویش، اراده خود را به یکدیگر تحمیل کنند و آنان را به رعایت و احترام آن الزام نمایند".(1) "حق" همچنین در لغت، به معنای ثابت و ماندنی است و از آن به عنوان اصل ثابت عالم نام برده می شود.(2) به عبارت دیگر "حق" را نمی توان با مقررات و قوانین محدود کرد. این در حالیست که "اصول" قوانینی هستند که توسط قانونگذاران تصویب شده و در صورت تناقض با حق می توان آن ها را محدود و یا حتی لغو کرد (به عنوان مثال حقوق بشر را نمی توان با هیچ اصل قانونی محدود کرد).   

این بدان معنی است در صورت بروز تقابل میان این دو مفهوم کلیدی حقوق بین الملل، "حق تعیین سرنوشت ملت ها" بر "اصل تمامیت ارضی کشورها" ارجحیت و برتری خواهد داشت.

دیدگاه حقوق بین الملل

منشور سازمان ملل (بند ۴ مادهٔ ۲) مرجع اصلی حامیان "اصل تمامیت ارضی کشورها" می باشد. این بند کشورها را از کاربرد زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی دیگر دولت ها منع می کند.(3) با این وجود این اصل را نمی توان در مورد مناقشه قراباغ بکار گرفت.

استقلال قراباغ در نتیجه فرآیندی آرام و بدون بکارگیری زور اتفاق افتاده است. در واقع بر مبنای همین بند از منشور ملل متحد، در طی سالیان گذشته (و همچنین در حال حاضر) جمهوری آذربایجان بدلیل بکارگیری زور و خشونت علیه استقلال سیاسی "دولتی دیگر" (جمهوری قراباغ) به عنوان دولتی متجاوز شناخته می شود.   

آیا قراباغ را می توان "دولت" به شمار آورد؟

"کنوانسیون مونته ویدئو راجع به حقوق و تکالیف دولت ها" (26 دسامبر 1933) حقوق و وظایف دولت ها را مشخص کرده است. براساس ماده 1 این کنوانسیون "هر دولتی زمانی به عنوان یک شخص بین المللی شناخته می شود که دارای خصوصیات زیر باشد. الف) دارای جمعیت دائمی؛ ب) دارای یک سرزمین معین؛ ج) یک حکومت واقعی؛ د) اهلیت برقراری روابط با سایر دولتها."(4)

بی تردید در 25 سال گذشته قراباغ دارای "جمعیت دائمی"، "یک سرزمین معین" و "یک حکومت با ثبات" با درجه بالایی از آزادی و دموکراسی بوده است. شرط چهارم به "اهلیت" (توانایی) برقراری روابط با دولت های دیگر و نه "وجود" چنین روابطی اشاره دارد. اگرچه استقلال جمهوری قراباغ از سوی جامعه بین الملل برسمیت شناخته نشده است اما بدلیل وجود نهاد وساختارهای حکومتی قراباغ از "اهلیت" برقراری چنین روابطی برخوردار بوده است (علاوه بر این در سالیان اخیر شرط چهارم (اهلیت برقراری روابط) از اهمیت کمتری در حقوق بین الملل برخوردار بوده است و بسیاری از کشورهای کوچک استقلال یافته از جمله تیمور شرقی، کوزوو و سودان جنوبی از چنین اهلیتی برخوردار نبوده اند).

علاوه بر این به موجب ماده 3 "کنوانسیون مونته ویدئو راجع به حقوق و تکالیف دولت ها"موجودیت سیاسی دولت، از شناسائی دیگر دولتها مستقل و بی نیاز بوده و "دولت" حتی پیش از برسمیت شناخته شدن از حق دفاع از تمامیت ارضی و استقلال خود برخوردار است.(5)

با توجه به آن چه گفته شد، اگرچه استقلال جمهوری قراباغ از سوی جامعه بین الملل برسمیت شناخته نشده است، با این وجود "دولت قراباغ" به موجب "کنوانسیون مونته ویدئو راجع به حقوق و تکالیف دولت ها" از زمان اعلام استقلال خود در تاریخ دهم دسامبر 1991 میلادی وجود خارجی داشته است. در نتیجه تهاجم نظامی جمهوری آذربایجان علیه جمهوری قراباغ را می توان نمونه بارز بکارگیری زور و تهدید علیه تمامیت ارضی و استقلال دولتی دیگر دانست که منشور ملل متحد (بند 4 ماده 2) کشورها را از آن منع کرده است.

به عبارت دیگر می توان اذعان کرد در موضوع مناقشه قراباغ "حق تعیین سرنوشت ملت ها" و "اصل تمامیت ارضی کشورها " به عنوان دو مفهوم اساسی حقوق بین الملل هیچ تضادی با یکدیگر نداشته و به موازات یکدیگر تضمین کننده حق حاکمیت جمهوری قراباغ می باشند.

1 http://www.hawzah.net/fa/Article/View/87709

2)   http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5211/5571/53649

3)   http://www.un.org/en/sections/un-charter/chapter-i/index.html

4)   https://www.ilsa.org/jessup/jessup15/Montevideo%20Convention.pdf

5https://www.ilsa.org/jessup/jessup15/Montevideo%20Convention.pdf

خواندن 1464 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 17 آذر 1395 ساعت 11:26

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.