دیدبان ارمنستان

پایگاه خبری و تحلیلی

جمعه10182019

Last update07:12:55 AM

Back شما اینجا هستید: Home مقالات نمایش موارد بر اساس برچسب: ارمنستان

روبرت مارکاریان کارشناس سیاسی و از حامیان روبرت کوچاریان دومین رئیس جمهوری ارمنستان اخیراً در تماس با صفحه فیسبوک کتاب "زندگی و آزادی" (خاطرات رویرت کوچاریان دومین رئیس جمهوری ارمنستان1998-2008)  پیشنهاد ترجمه بخش مربوط به احداث خط لوله گاز ایران و ارمنستان از این کتاب را ارائه کرد. ضمن تشکر و قدردانی از آقای مارکاریان ترجمه ایشان از این بخش از کتاب ارائه می شود.

ایران همسایه جنوبی ما است و روابط با این کشور همواره از اهمیت ویژه ای برای ارمنستان برخوردار بوده است. مرزهای ما تنها با دو کشور از چهار کشور همسایه باز است و ایران یکی از آن دو کشور می باشد. کشور ایران با سابقه سه هزار ساله حکومتداری و فرهنگ منحصر بفرد و همچنین با جمعیت هفتاد میلیون نفری اکثراً جوان برای ما بازاری پر اهمیت و همزمان بسیار پیچیده همراه با ویژگی های خاص خود بشمار می آمد. ما این بازار را به دقت مورد بررسی قرار دادیم اما مشکل آنجا بود که ایران تحت تحریم قرار داشت و روابط پر تنشی میان این کشور و آمریکا برقرار بود.

آمریکایی ها از همکاری ما با ایرانی ها خرسند نبودند اما ما قصد نداشتیم منافع حیاتی خود را قربانی کنیم. روابط ایران و غرب و همچنین نوع نگاه ایران به غرب تحت تاثیر مناقشه طولانی مدت با غرب و تحریم های اعمال شده تغییر شکل داده بودند. در هر دو طرف این مناقشه گروه هایی پر نفوذ با نگاه های تحریف شده نسبت به طرف مقابل شکل گرفته و حالتی نسبتاً تحجرگونه به خود گرفته بودند. دیوار سوء تفاهم میان طرفین به صورت مستمر بلندتر شده و حوزه های جدیدتری را در بر می گرفت. (در عین حال دیاسپورای ایرانی در کشورهای مختلف جهان مشارکت بسیار فعال داشته، هیچ گاه به صورت باندهای جنایتکار قومی سازمان دهی نشده و در کنار فعالیت های تجاری و اجتماعی در محافل علمی این کشورها حضور فعال دارد).

ما امیدوار به یافتن راهی به سوی بازار ایران بودیم. بازاری که از یک سو تحت تاثیر جهت گیری های ویژه اجتماعی و از سوی دیگر تحریم های اقتصادی و مناقشه با آمریکا قرار داشت. اجرای طرح های بزرگ زیرساختی می توانست اقتصاد های ما را به یکدیگر مرتبط نموده و منجر به ظهور علاقه مندی های تجاری میان طرفین شود. در اوایل دهه 1990 میلادی احداث پل رود ارس با مشارکت ایران منجر به توسعه تبادلات تجاری میان دو کشور شد و با احداث نخستین خط انتقال برق میان دو کشور نیز روابط در زمینه انرژی پایه گذاری شد.

باید قدم پیش می گذاشتیم اما به گونه ای که روابط با آمریکا نیز دچار خدشه نشود.

ما به صورت مستقیم به طرف آمریکایی گفتیم که علیرغم تحریم ها مایل به توسعه روابط خود با ایران هستیم و این موضوع برای ما از اهمیت حیاتی برخوردار است. به آسانی می توان به روابط با کشورهای همسایه خدشه وارد ساخت اما بازسازی مجدد آن کاری بس دشوار خواهد بود. علت این امر شاید انتظارات بزرگ و متقابل همسایگان از یکدیگر و همچنین برخی مشکلات تاریخی انباشته شده هستند که اغلب در فرصت های مختلف بدون هیچ دلیل ویژه ای سر باز کرده و طرفین را نسبت به یکدیگر تحریک می کنند.

از ابتدا درصدد اجرای چند طرح مشترک بزرگ با ایران بودیم. نخستین توافق ما در رابطه با احداث نیروگاه برق بر روی رود ارس و در منطقه مرزی بود (متاسفانه این طرح تاکنون به اجرا در نیامده است). با این وجود مسئله مهم راهبردی احداث خط آهن و خط لوله گاز مشترک ایران-ارمنستان بود. این دو موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند. این که دو کشور همسایه خط آهن مشترک نداشته باشند طبیعی نیست. به همین ترتیب طبیعی نبود که هیچ خط لوله ای میان ایران که دارای ذخایرعظیم نفت و گاز است و ارمنستان که فاقد چنین ذخایری است وجود نداشته باشد.

خط آهن از اهمیت ویژه ای برخوردار بود اما هزینه احداث آن بمراتب بیشتر از احداث خط لوله گاز بود و به همین دلیل نیز تصمیم بر این گرفته شد که فعالیت را از خط لوله گاز آغاز نماییم. اجرای موفق این طرح می توانست سکوی آغازی شود تا در آینده طرح های بسیار مشکل تر و از جمله خط آهن را اجرا نمائیم.

بدین ترتیب تصمیم اتخاذ شده بود و از این لحظه داستان جدیدی آغاز شد.

ما برنامه خود برای اجرای طرح های زیرساختی با ایران را به صورت شفاف به اطلاع همگان رساندیم. بدنبال بیان دلایل برای توجیه تصمیم خود نبودیم بلکه برعکس انتظار مشارکت فعال از سوی اتحادیه اروپا، آمریکا و موسسات مالی بین المللی را داشتیم. زیرا هرچقدر تعداد خطوط انتقال انرژی و همچنین مسیرهای ترانزیتی در منطقه بیشتر باشد به همان میزان نیز رقابت سالم بیشتر و بازار وسیع تر خواهد بود. غرب با جهت گیری لیبرال خود چگونه می تواند با چنین بازاری مخالفت کند؟ من در مذاکرات خود در بروکسل، سازمان بین المللی پول و بانک جهانی این موضوع را مطرح کردم تا آن ها بتدریج خود را با این ایده وفق دهند. دلایل ارائه شده از سوی ما آنقدر منطقی و قابل درک بودند که هیچ کدام از آن ها مخالفتی نداشتند اما به دلایل روشن ابراز خرسندی نیز نمی کردند. اما آمریکایی ها با بی تفاوتی اعلام کردند. "ارمنی ها خواب آن را خواهند دید."

موضوع طرح های زیرساختی را نخستین بار به صورت جدی در اولین سفر رسمی به ایران در سال 2001 میلادی در دیدار با خاتمی رئیس جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دادیم. از من استقبال شایسته ای به عمل آمد. خاتمی را شخصیتی روشنفکر یافتم که به خوب وضعیت ایجاد شده پیرامون ایران را درک می کند و درصدد یافتن راهی برای رهایی از آن است. صمیمیت و همچنین درک فلسفی ایشان از تفاوت های دینی، قومی و فرهنگی با غرب مرا شگفت زده کرد. ما راه های توسعه همکاری های اقتصادی و طرح های مطرح در این چارچوب را بررسی کردیم.

پیش از این سفر تلاش کرده بودم تا در حد امکان با ویژگی های فرهنگی ایران آشنا شوم، اگرچه از زمان حضور در قره باغ سابقه تماس با ایرانی ها را داشتم. به دنبال راهی بودم تا صداقت خود را با سنت میزبانی ایرانیان در هم بیامیزم و در عین حال از رفتارهایی که ممکن است موجب ایجاد سوء تفاهم نزد طرف مقابل شود خودداری کنم. انداختن پا روی پا در هنگام مذاکره و یا نشان دادن انگشت شست به عنوان تائید، از اعمالی است که باید از انجام دادن آن در ایران خودداری شود. جالب توجه این که بسیاری از حرکاتی که آمریکایی ها انجام می دهند در فرهنگ ایرانی معنایی کاملا متضاد دارند. میزبانی ایرانیان نیز ممکن است صادقانه سوء تفاهم ایجاد نماید. آن ها ضمن ابراز محبت نسبت به طرف مقابل خود ممکن است به گونه ای دست رد به سینه او بزنند که شاید برای اروپایی ها معنای موافقت داشته باشد. تلفظ کلمات "آری" و "خیر" دارای چنان ظرافتی هستند که می توانند معنای آن ها را کاملا تغییر دهند.

نمی دانم آیا "تمرین" های من در رابطه با سنت های قومی و فرهنگی ایرانیان به یاری من آمدند یا نه، اما مذاکرات با خاتمی بسیار موفقیت آمیز بود و در سفر ایشان به ارمنستان نیز ادامه یافت. ما در زمینه اجرای طرح های زیرساختی عمده به توافق رسیدیم و آماده وارد شدن به مرحله عمل بودیم. در رابطه با احداث دومین خط انتقال برق توافق کرده و آن را در پایان سال 2004 میلادی به بهره برداری رساندیم. طرف ایرانی در قبال دریافت برق از ارمنستان هزینه احداث این خط انتقال برق را متقبل شده بود. با این وجود اولویت نخست ما احداث خط لوله گاز بود. تکیه بر خط لوله گازی که از روسیه می آمد نه تنها از لحاظ امنیت انرژی بلکه از جنبه بهای رقابتی گاز در بازار نیز منطقی نبود. من به خوبی به یاد داشتم که در طول جنگ قره باغ چگونه خط لوله گاز روسیه به ارمنستان 28 بار منفجر شد. این خط لوله از روسیه و از مسیر گرجستان به ارمنستان می رسید و از مناطقی عبور می کرد که عمدتاً آذری نشین بودند. انفجارها نیز در همین مناطق اتفاق می افتاد. تعمیر این خط لوله نیز هر بار چند روز طول می کشید. آن سال ها دوران سختی برای ما بود. کشوری که در بحران انرژی قرار داشت مجبور به اجرای برنامه صرفه جویی بسیار شدید بود. برای حفظ ذخایر مخازن زیرزمینی گاز جریان گاز به غیر از مراکز ضروری قطع می شد. کل کشور نگران از این بود که هر لحظه ممکن است مراکز پخت نان از فعالیت باز بمانند و هر بار مشکل تامین گاز با زحمت بسیار زیاد مرتفع می شد. خط لوله گاز موضوع امنیت ملی بشمار می آمد. کسی نمی توانست تضمین کند که جنگ مجددا آغاز نخواهد شد.

من به آمریکایی ها پیشنهاد مشارکت در طرح خط لوله گاز را ارائه کردم. دلایل بسیار زیادی را از بازار گرفته تا موضوعات راهبردی مطرح کردم. ایده ایجاد کنسرسیوم با حضور ایران و روسیه را پیش کشیدم. قصدم اثبات این موضوع بود که این طرح موضوعی سیاسی نیست و برای امنیت ارمنستان از اهمیت حیاتی برخوردار است. تاکید می کردم که در نهایت راهی برای اجرای این طرح خواهیم یافت پس بیایید با یکدیگر همکاری کنیم و شاید در سایه این همکاری مشترک برخی از مشکلات موجود در روابط شما با ایران نیز حل شود. از لحاظ نظری این طرح می توانست برای آمریکایی ها جالب توجه باشد زیرا در تضاد با انحصار "گازپروم" بود که در عین حال عامل نفوذ روسیه در کشورهای همجوار بشمار می آمد. برای ما دیدگاه آمریکا از جنبه دیگری نیز حایز اهمیت بود. امیدوار بودیم که در وهله نخست خواهیم توانست مبالغی را از بانک های بزرگ غربی برای اجرای این طرح دریافت کنیم.

آمریکایی ها در نهایت ادب به سخنان من گوش دادند و در جواب گفتند:" بله نگرانی های شما را درک می کنیم. بله دلایل شما منطقی است. اما... بدلایل بسیار روشن از مشارکت در این طرح معذوریم." پس ازدریافت پاسخ منفی از آمریکایی ها تاکید کردم:"در این صورت امیدوارم که حداقل در این زمینه ایجاد مانع نخواهید کرد." آن ها تکرار کردند که موضوع برای آن ها قابل درک است و هرگونه انحصار غیر قابل قبول است و قول دادند که مانع ایجاد نخواهند کرد.

به موازات آن با "گازپروم" وارد مذاکره شدم. با مدیران آن ملاقات کرده و توضیح دادم که خط لوله گاز ایران برای کشور ما از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و پیشنهاد مشارکت در احداث خط لوله را ارائه کردم. ظاهراً آن ها به صورت مستقیم این پیشنهاد را رد نمی کردند اما پاسخ آن ها نیز مبهم بود. " بله در کل جالب توجه است". از آنجائیکه همه چیز در مرحله حرف باقی مانده و در زمینه اجرای این طرح هیچ گام عملی برداشته نمی شد دریافتم که این که به معنای رد شدن پیشنهاد است اما با شیوه ای کاملا مودبانه. البته قابل درک هم بود. "گازپروم" چه نیازی به این خط لوله گاز داشت؟ دلیلی نداشت تا با دست خود رقیبی برای خود بتراشد.

در پایان مذاکرت اعلام کردم:"خرسند می شدیم اگر با ما مشارکت می کردید. اگر مایل نیستید مانعی ندارد. صرفنظر از این که در این طرح مشارکت خواهید کرد یا نه، ما آن را اجرا خواهیم کرد."

نتیجه مذاکرات قابل پیش بینی بود. من انتظار رد پیشنهاد از سوی "گازپروم" را داشتم اما برای جلوگیری از واکنش احتمالی آن ها از جنبه سیاسی طرح این پیشنهاد را صحیح می دانستم.

زمان می گذشت. همزمان با ادامه مذاکرات با طرف ایرانی برای تامین مالی و همچنین دست یافتن به الگویی از همکاری که برای هر دو طرف سودمند خواهد بود، انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شده و احمدی نژاد که دارای شخصیتی کاملا متفاوت، با دیدگاه محافظه کارانه و شدیداً ضدآمریکایی بود در این انتخابات به پیروزی رسید. با پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری تنش در روابط ایران و آمریکا نیز تشدید شد. دومین مرحله مذاکرات را با احمدی نژاد انجام دادیم. وی فاقد جذابیت خاتمی و بسیار ساده بود با این وجود به عنوان شریکی جدی و مطمئن اجرای طرح را با او آغاز کردیم.

ما موفق به یافتن الگویی جالب بر مبنای منافع متقابل با طرف ایرانی شدیم. ما از آن ها گاز دریافت می کنیم و سپس با تولید برق آن را به ایران باز می گردانیم و بخشی از گاز دریافتی را به عنوان بهای تولید برق نگه می داریم. ایران از لحاظ ظرفیت تولید برق در مضیقه قرار داشت اما ما اضافه تولید داشتیم. بدین ترتیب منافع دو طرف کاملا مشخص و هزینه احداث خط لوله قابل تامین بود. البته در نتیجه این توافق طرح تا حدودی گسترده تر شد. ضرورت احداث خط جدید انتقال برق میان دو کشور که می توانست حجم بیشتری از انرژی برق را منتقل کند مطرح شد. ما در حال افزایش ظرفیت تولید خود بودیم و حتی شروع به بررسی احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی "هرازدان" کردیم. این طرح بلافاصله معنای تجاری به خود گرفت و تصمیم گرفتیم برای احداث آن از ایرانی ها وام دریافت کنیم. توافق کردیم تا خط لوله گاز توسط شرکت آن ها احداث شود زیرا آن ها هنگامیکه خود اجرا کننده طرح هستند منابع مالی آن را سریع تر تامین می کنند. توافق کردیم ایرانی ها خط لوله را تا مرز ما برسانند و از آنجا به بعد نیز بی تردید موفق به یافتن سرمایه گذار می شدیم.

من به تهران سفر کردم. در طی این سفر احمدی نژاد با جدیت بر اجرای توافقات انجام گرفته تاکید کرد. ما دستان یکدیگر را فشردیم و اجرای طرح آغاز شد.

عملیات احداث خط لوله به سرعت در حال پیشرفت بود تا حدی که موجب نگرانی وزارت امور خارجه آمریکا شد. زمانیکه با احمدی نژاد توافق کردیم تا با یکدیگر خط لوله را افتتاح و مشعل گاز را در منطقه مرزی ارمنستان روشن کنیم، سفیر آمریکا ضمن دیدار با وارطان وسکانیان وزیر امور خارجه ارمنستان درخواست کرد تا در ملاقات حضوری نامه ای را به من تحویل دهد. در این نامه طرف آمریکایی با برگزاری مراسم افتتاح خط لوله مخالفت کرده و از من درخواست کرده بود که از این اقدام خودداری کنم. متن نامه شباهت بسیاری به بخشنامه هایی داشت که سازمان های حزبی از کمیته مرکزی حزب کمونیست دریافت می کردند. در این نامه ها سیاست های حزب در قبال مسائل مختلف تبیین شده و خط مشی دیکته می شد. من به این موضوع در یکی از ملاقات های خود با سفیر آمریکا در ارمنستان اشاره کردم. هیچگاه تصور نمی کردم که سال ها پس از کسب استقلال بخشنامه های صادر شده از سوی واشنگتن جایگزین بخشنامه های کرملین خواهند شد. این موضوع مربوط به دوران ریاست جمهوری جورج بوش پسر بود. در این دوران لحن پیام های وزارت امور خارجه آمریکا بیشتر به توصیه نامه های لازم اجرایی شباهت داشت که مایه عصبانیت می شد.

مراسم افتتاح خط لوله گاز ایران و ارمنستان براساس برنامه ریزی انجام گرفته در ماه مارس 2007 میلادی در شهر "آگاراک" در مرز با ایران برگزار شد. همه خوشحال بودیم و پس از مراسم افتتاح نیز موضوع ادامه طرح تا به سرانجام رساندن آن و همچنین اقدامات عملی در راستای توسعه همکاری های اقتصادی را بررسی کردیم. البته از تیم ها و کادرهای خود که در سایه تلاش های آن ها احداث خط لوله گاز امکان پذیر شد نیز قدردانی به عمل آوردیم.

مدتی بعد هیئتی از آمریکا عازم ارمنستان شد. در ملاقات با این هیئت گفتگوهای انجام گرفته درباره خط لوله گاز را به آن ها یادآوری کردم. مگر نه این که آن ها در آن زمان تاکید می کردند که آمریکا اگرچه در این طرح مشارکت نمی کند اما در مسیر اجرای آن نیز مانع ایجاد نخواهد کرد.

به آن ها گفتم: "آیا من اشتباه می کنم؟"

نماینده وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ گفت:" خیر، اما تصور نمی کردیم که شما موفق خواهید شد."

در رابطه با این خط لوله موضوع جالب توجه پس از این آغاز شد.

هنگامیکه مشخص شد خط لوله گاز در هر حال فعالیت خواهد کرد به یکباره "گازپروم" نسبت به آن حساس شد. آن ها این خط لوله را رقیبی برای خود دانسته و فعالیت هایی را آغاز کردند. در این مرحله ما آمادگی داشتیم تا مشارکت آن ها را تنها در چارچوب کلیت طرح مد نظر قرار دهیم که علاوه بر خط لوله گاز شامل اتمام طرح احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی "هرازدان" نیز می شد.

احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی ارمنستان در اوایل دهه 1990 میلادی آغاز شده بود. تامین مالی این طرح را بانک اروپایی بازسازی و توسعه(EBRD) بر عهده داشت. در مقابل دولت ارمنستان تعهد کرده بود که نیروگاه اتمی خود را تعطیل خواهد کرد. براساس پیش بینی ها ظرفیت تولید برق بلوک پنجم نیروگاه حرارتی برابر با نیروگاه اتمی می بود. پس از تصدی مقام ریاست جمهوری اجرای این طرح را متوقف کردم. معتقد بودم که نیروگاه اتمی نباید تعطیل شود. هزینه طرح 50 میلیون دلار برآورد شده بود اما مشخص شد که ارزیابی ها اشتباه بوده است. محاسبه هزینه ها براساس قیمت های سال 1992 انجام گرفته بود که ارزش نیروی کار در ارمنستان بسیار ناچیز بود و همان مبالغ را مبنای محاسبه هزینه در آینده قرار داده بودند. پس از هزینه شدن کل مبلغ اختصاص یافته مشخص شد که برای اتمام طرح تقریباً به همان میزان نیز باید هزینه شود. من از دادن تضمین های دولتی برای دریافت اعتباری جدید خودداری و طرح احداث بلوک پنجم را متوقف کردم. توقف اجرای این طرح به روابط من با EBRD خدشه وارد کرد، با این وجود در این زمینه اقدام کردم. من به دلایل محکم تری برای انصراف از تعطیلی نیروگاه اتمی نیاز داشتم و فقدان ظرفیت تولید برق معادل دلیلی منطقی بشمار می آمد.

اما اکنون زمان برای اتمام طرح احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی مناسب بود. در این مدت تقریبا همگان به این باور رسیده بودند که فعالیت نیروگاه اتمی را تعطیل نخواهیم کرد. به "گازپروم" اعلام کردیم که آماده سازش با آن ها هستیم اما تنها در چارچوب کلیت طرح که شامل اتمام احداث بلوک پنجم نیز می شود. آن ها موافقت کردند و باید اذعان کنم که به کلیه تعهدات خود عمل کردند و طرح نخستین بروزرسانی شد. "گازپروم" در کل 500 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد.

خط لوله گاز ایران و ارمنستان که کمتر کسی به سرانجام رسیدن آن را باور داشت این گونه احداث شد و ما برای اجرای آن تقریبا هیچ هزینه ای را متقبل نشدیم. امکان اجرای این طرح واقعاً ناچیز بود اما ما در این زمینه موفق شدیم زیرا به موفقیت آن باور داشته و در راستای آن تلاش کردیم. در حال حاضر کل ظرفیت این خط لوله مورد استفاده قرار نمی گیرد که دلیل آن ساخته نشدن خط سوم انتقال برق میان دو کشور بنابر دلایلی است که از آن جمله می توان به تحریم های اعمال شده علیه ایران اشاره کرد. البته احداث خط سوم انتقال برق هم اکنون از سر گرفته شده است.

https://www.facebook.com/kyanqevazatutyun/photos/a.508090653325267/508093499991649/?type=3&theater

منتشرشده در اخبار

روبرت مارکاریان

رئیس جمهوری سابق ارمنستان وعده "پائیز داغ سیاسی" در ارمنستان را داده است.

روبرت کوچاریان رئیس جمهوری سابق ارمنستان در مصاحبه با روزنامه "گولوس آرمنیی" (Голоса Армении) تاکید کرد که روند ایجاد وحدت و همگرایی میان نیروهای سیاسی مخالف دولت نیکول پاشینیان در پائیز آینده به سرانجام رسیده و مبارزه سیاسی به صورت فراگیر و هماهنگ آغاز خواهد شد.

روبرت کوچاریان که هم اکنون با اتهام نقض قانون اساسی بدلیل برخورد با اعتراضات خشونت آمیز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی در این کشور که به کشته شدن 10 نفر انجامید با قرار بازداشت موقت در زندان بسر می برد، پیش از این در مصاحبه ای تلویزیونی از طرح خود برای ایجاد وحدت میان کلیه نیروهای سیاسی مخالف دولت نیکول پاشینیان تحت عنوان "اجماع منهای یک" (consensus minus one) رونمایی کرد که اشاره به ایجاد جبهه ای واحد از کلیه احزاب و سازمان های اجتماعی مخالف در جهت سرنگونی دولت کنونی ارمنستان دارد. همزمان ویکتورسوقومونیان رئیس دفتر روبرت کوچاریان در کنفرانس مطبوعاتی به مناسبت سالگرد آغاز پیگرد قضایی علیه دومین رئیس جمهوری ارمنستان اظهار داشت روبرت کوچاریان پیش از آن که برای بار سوم در طول یک سال گذشته راهی زندان شود با بسیاری از نیروهای سیاسی مخالف دولت ارمنستان دیدار و گفتگو کرده است.

روبرت کوچاریان در حالی وعده پائیز داغ سیاسی را داده است که براساس گزارشات منتشر شده سفر ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به ارمنستان برای پائیز آینده برنامه ریزی شده است. برخی گزارشات تائید نشده حکایت از آن دارند که روابط شخصی بسیار نزدیک و صمیمانه میان پوتین و کوچاریان موجب آن شده اند که توقف پیگرد قضایی علیه روبرت کوچاریان و آزادی وی از زندان به عنوان یکی از شروط تحقق این سفر و دیدار پوتین با پاشینیان در ایروان مطرح شود. همچنین براساس برخی از شایعات منتشر شده در رسانه های ارمنستان در صورت تحقق نیافتن این شرط پوتین به جای ایروان عازم پایگاه نظامی روسیه در شهر گیومری ارمنستان خواهد شد و یا درخواست ملاقات با کوچاریان در زندان را مطرح خواهد کرد.

تشدید فعالیت مخالفان دولت نیکول پاشینیان و اجماع آن ها در جبهه ای واحد به موازات کاهش محبوبیت عمومی نیکول پاشینیان در ماه های اخیر آینده سیاسی دولت این کشور را در ابهام قرار داده است.

تحقق نیافتن وعده های نیکول پاشینیان در خصوص ایجاد جهش بزرگ در رشد اقتصادی ارمنستان و جذب سرمایه گزاری خارجی، مدیریت ضعیف در وزارت خانه ها و ارگان های دولتی و بویژه شهرداری ایروان، چالش های مستمر با دولت جمهوری آرتساخ (قره باغ) و تلاش برای صدور انقلاب به این جمهوری و نیز شبهات مطرح شده پیرامون توافقات پنهانی با مقامات باکو و دولت های خارجی برای سازش و حل و فصل مناقشه قره باغ و همچنین نفوذ و حضور نیروهای مرتبط با "بنیاد جامعه باز" سوروس در نهادهای اجرایی و قانون گزاری ارمنستان و هدف قرار گرفتن نهادهای مذهبی و اجتماعی ارمنستان از عوامل مهم در سقوط سریع میزان مقبولیت اجتماعی نیکول پاشینیان بشمار می آیند. به رغم ادعاهای مطرح شده از سوی رسانه های دولتی ارمنستان کاهش مقبولیت اجتماعی نیکول پاشینیان به حدی است که در بیستم ماه می گذشته تنها چند صد نفر به فراخوان وی برای بستن درهای ورودی دادگاه های این کشور پاسخ مثبت دادند. این در حالیست که در دوم اکتبر گذشته تنها در عرض چند ساعت ده ها هزار نفر از شهروندان ارمنی با استقبال از فراخوان نخست وزیر ارمنستان در برابر ساختمان مجلس ملی این کشور اجتماع کردند. همچنین ماه گذشته برای نخستین بار برای مقابله با معترضان در شهر زادگاه نیکول پاشینیان نیروهای پلیس به صورت گسترده ای وارد عمل شدند که به درگیری میان معترضان و نیروهای پلیس و زخمی شدن و دستگیری برخی از معترضان انجامید.

به موازات کاهش محبوبیت اجتماعی نیکول پاشینیان میزان مقبولیت و تمایل اجتماعی نسبت به روبرت کوچاریان در میان اقشار مختلف ارمنستان در حال افزایش است. روبرت کوچاریان که تا پیش از انقلاب مخملی در ارمنستان به مدت ده سال در سکوت خبری به فعالیت در یک شرکت بزرگ روسی به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره مشغول بود تنها چند ماه پس از استقرار دولت جدید در ارمنستان به رهبری نیکول پاشینیان تحت پیگرد قضایی قرار گرفت و راهی زندان شد. بسیاری معتقدند که نیکول پاشینیان با صدور دستور آغاز تحقیقات پیرامون وقایع اول مارس 2008 میلادی و تحت پیگرد قرار دادن روبرت کوچاریان مرتکب اشتباه بزرگی شده و ناخواسته موجبات بازگشت روبرت کوچاریان به صحنه سیاست ارمنستان را فراهم آورد. برخی گمان دارند که این اقدام نیکول پاشینیان با این فرض انجام گرفت که روبرت کوچاریان که در زمان آغاز تحقیقات قضایی در اروپا حضور داشت از بازگشت به ارمنستان خودداری خواهد کرد و دست نیکول پاشینیان برای وارد نمودن اتهامات مختلف و محکوم نمودن غیابی وی باز خواهد بود. اما روبرت کوچاریان در موعد مقرر به ایروان بازگشت و با قرار گرفتن در برابر دادگاه بازی طراحی شده از سوی پاشینیان را برهم زد. در چنین شرایطی تنها چاره موجود صدور قرار بازداشت موقت برای دومین رئیس جمهوری ارمنستان بود. تاکنون دوبار قرار بازداشت موقت روبرت کوچاریان از سوی دادگاه هایی در ایروان نقض شده و وی از زندان آزاد شده است اما هر بار واکنش های تند و تهدید آمیز نیکول پاشینیان علیه قضات و دادگاه های ارمنستان موجب شده است تا دادگاه های تجدیدنظر با نقض این آرا بار دیگر روبرت کوچاریان را راهی زندان کنند. موضوعی که آشکارا حکایت از اعمال نفوذ نخست وزیر ارمنستان در آرای دادگاه های این کشور و نقض اصل تفکیک قوا دارد. وکلای مدافع روبرت کوچاریان معتقدند که اقدامات وی در وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی و بکارگیری نیروهای نظامی برای برقراری امنیت در کشور در چارچوب اختیارات رئیس جمهوری تصریح شده از سوی قانون اساسی این کشور بوده اند و به همین جهت خواستار رای مشورتی دادگاه اروپایی حقوق بشر و همچنین کمیسیون ونیز شده اند.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و نخبگان سیاسی ارمنستان در فضای ایجاد شده پس از انقلاب مخملی سال گذشته و خالی شدن عرصه سیاست این کشور از رهبران و شخصیت های سیاسی که توان رقابت با نیکول پاشینیان را دارند روبرت کوچاریان تنها شخصیت سیاسی است که از کاریزما، اراده سیاسی، تجربه و همچنین ارتباطات خارجی لازم برای آغاز مبارزه سیاسی علیه دولت ارمنستان، ایجاد وحدت میان نیروهای سیاسی این کشور و همچنین خارج نمودن کشور از وضعیت کنونی برخوردار است.

کارنامه موفق اقتصادی روبرت کوچاریان در طول دوره ریاست جمهوری (1998-2008) و فعالیت های عمرانی انجام گرفته از سوی دولت وی شاخص ترین برگ برنده حامیان او می باشند. کاهش نرخ مهاجرت از کشور و ثبت مهاجرت معکوس، ثبت رشد اقتصادی دو رقمی، ثابت ماندن میزان بدهی خارجی، موفقیت در جذب سرمایه گزاری خارجی از جمله جلب اعتماد بسیاری از سرمایه داران ارمنی ساکن در خارج از کشور از جمله کِرک کِرکوریان میلیاردر مشهور ارمنی برای سرمایه گزاری و فعالیت در ارمنستان، احداث ترمینال مدرن فرودگاه "زوارتنوتس" ایروان و همچنین مرمت و زیبا سازی بسیاری از امکان توریستی و جاده های کشور و ایجاد زمینه های لازم برای توسعه صنعت توریسم در کشور تنها بخش کوچکی از کارنامه مثبت ریاست جمهوری روبرت کوچاریان می باشد.

سیاست خارجی تکمیلی ارمنستان در دوران ریاست جمهوری روبرت کوچاریان پایه گزاری شده و سپس در دوران ریاست جمهوری سرژ سرکیسیان استمرار یافت. سیاستی که در حال حاضر و بدلیل شرایط ایجاد شده پس از انقلاب مخملی ارمنستان و فقدان تجربه دیپلماتیک و سیاسی لازم جهت برقراری تعامل و توازن در روابط با روسیه، اروپا، آمریکا و ایران و همچنین نفوذ عوامل غربگرا در ارکان حکومتی شکل بندبازی سیاسی به خود گرفته است.

در خصوص روابط ایران و ارمنستان در دوران ریاست جمهوری روبرت کوچاریان باید تاکید کرد که توافقنامه تبادل گاز و برق به عنوان بزرگترین (و متاسفانه آخرین) پروژه مشترک میان دو کشور در این دوره مورد توافق گرفته و سپس به مرحله اجرا و بهره برداری رسیده است. براساس ارقام موجود نزدیک به 60 درصد از تبادلات تجاری 300 میلیون دلاری میان ایران و ارمنستان سهم این توافقنامه می باشد و در فقدان آن ارزش تبادلات تجاری میان دو کشور به زحمت به مرز 100 میلیون دلار در سال می رسید. این توافقنامه که شامل احداث یک خط لوله گاز و دو خط انتقال برق میان ایران و ارمنستان می باشد از اهمیت راهبردی برای ارمنستان برخوردار است. گاز مصرفی ارمنستان از روسیه و از طریق خط لوله ای که از خاک گرجستان می گذرد تامین می شود. با توجه به این که بروز هرگونه تنش در روابط گرجستان و روسیه و یا حتی گرجستان و ارمنستان می تواند موجب اخلال در روند انتقال گاز به ارمنستان شود، خط لوله گاز ایران و ارمنستان به عنوان جایگزینی مطمئن امنیت انرژی ارمنستان را تامین می کند. در مورد اهمیت راهبردی خطوط انتقال برق میان دو کشور نیز همان بس که در دهم ژوئیه گذشته پس از بروز اختلال در شبکه توزیع برق ارمنستان و قطعی سراسری برق در ایروان و چندین استان این کشور از طریق این خطوط و با کمک ایران وضعیت برق رسانی در ارمنستان به حالت عادی بازگشت و این کشور از وضعیت بحرانی خارج شد.

متاسفانه توافقات بدست آمده میان مقامات دو کشور پس از دوران ریاست حمهوری روبرت کوچاریان و همچنین پروژه های مشترک از جمله احداث خط آهن ایران و ارمنستان، احداث نیروگاه بر روی رود ارس، احداث منطقه آزاد اقتصادی در مقری و احداث خط سوم انتقال برق یا به فراموشی سپرده شده و یا علیرغم توافقات انجام گرفته همچنان در مرحله اجرا بوده و به بهره برداری نرسیده اند.

روبرت کوچاریان در مصاحبه با روزنامه "گولوس آرمنیی" تاکید کرده است که دولت کنونی ارمنستان شانسی برای انتخاب مجدد نخواهد داشت و رای دهندگان بزودی از پوپولیسم سیر خواهند شد. وی همچنین با اشاره به نتایج انتخابات اخیر در یونان تاکید کرده است که براساس منطق جاری در فرآیندهای سیاسی به صورت معمول نیروهای با تجربه و عملگرا جایگزین رهبران پوپولیست می شوند.

این که پیش بینی روبرت کوچاریان در مورد فرآیندهای سیاسی در ارمنستان تا چه میزان با واقعیت سازگار است در آینده ای نه چندان دور مشخص خواهد شد.

منتشرشده در مقالات

کفیل نخست وزیری ارمنستان تاکید کرد منشاء مشکلات ایجاد شده در سیستم بانکی این کشور در رابطه با تجارت با ایران دولت این کشور نبوده و دلیل آن نگرانی های شرکت های خصوصی است.

نیکول پاشینیان در گفتگو با خبرنگاران در شهر "واناذور" ارمنستان تاکید کرد، به بانک های این کشور ابلاغ شده است که دولت آمریکا مشکلی با مبادلات بانکی با اشخاص حقیقی ندارد اما از آنجائیکه بانک های ارمنستان به صورت خصوصی اداره می شوند نگران قرار گرفتن در "فهرست سیاه تحریم ها" هستند.

نیکول پاشینیان همچنین افزود دولت ارمنستان سرگرم مذاکره با بانک های این کشور و متقاعد کردن آن ها در این موضوع است که ایجاد محدودیت برای اشخاصی که در فهرست تحریم ها قرار ندارند، صحیح نیست.

نیکول پاشینیان در ادامه تاکید کرد:"وقتی ما از بانک ها درخواست می کنیم تا از ایجاد موانع ساختگی خودداری کنند آن ها از در جواب از ما می پرسند اگر دچار مشکلات مالی شویم آیا دولت ضرر ما را جبران خواهد کرد؟ شما جبران ضرر ما را تضمین کنید و ما آزادانه فعالیت خواهیم کرد."

نیکول پاشینیان همچنین افزود:"واضح است که دولت ارمنستان نمی تواند زیر بار چنین تعهد نامشخصی برود."

منتشرشده در اخبار

روبرت مارکاریان

نیکول پاشینیان کفیل نخست وزیری ارمنستان اول نوامبر گذشته در مجلس ملی این کشور از امکان بالفعل بسته شدن مرز ایران و ارمنستان خبر داد.

بی تردید تصور این که برای بستن مرز میان دو کشور نیاز هست تا یکی از مقامات ارمنستان با مراجعه به شهر مرزی "مقری" ارمنستان قفل بزرگی بر درب اداره گمرک این شهر بزند، بسیار دور از واقعیت خواهد بود، اما شواهد امر حکایت از این دارند که مرز دو کشور در عمل و بتدریج در حال بسته شدن است.

در این خصوص باید به دو نکته مهم اشاره کرد. نخست آن که تحقق پیش بینی نیکول پاشینیان تنها با ابتکار و اقدام ارمنستان امکان پذیر خواهد بود و ایران هیچ گاه مرز دو کشور را نخواهد بست. دوم آن که بسته شدن مرز دو کشور بر خلاف تصورات رایج لزوماً به معنای بسته شدن فیزیکی مرز دو کشور آنچنانکه در مورد مرز ترکیه و ارمنستان رخ داده است، نیست. علاوه بر این بسته شدن مرز دو کشور هیچ ارتباطی با تردد توریست و مسافر میان دو کشور ندارد. به عنوان مثال علیرغم بسته بودن رسمی مرز میان ارمنستان و ترکیه خط هوایی میان ایروان و استانبول برقرار بوده و شهروندان دوکشور آزادانه به کشورهای یکدیگر سفر می کنند. در مفهوم کنونی بسته شدن مرز میان دوکشور را می توان معادل با کاهش شدید مبادلات تجاری و ترانزیت میان دو کشور دانست که موجب وارد شدن ضرر اقتصادی به دو کشور می شود.

به چند دلیل محکم می توان ادعا کرد که پیش بینی نیکول پاشینیان در مورد بسته شدن بالفعل مرز ایران و ارمنستان بتدریج در حال تحقق است.

1) ماه گذشته گزارشاتی در مورد مشکلات ایجاد شده از سوی بانک های ارمنستان برای شهروندان ایرانی ساکن این کشور بویژه فعالان اقتصادی، دانشجویان و حتی ارامنه ای که در گذرنامه محل تولد آن ها ایران ذکر شده است منتشر شد. مدتی بعد با پیگیری های انجام گرفته ظاهرا این مشکل برای ارامنه ایرانی که تابعیت دوگانه ارمنستان را نیز دارند رفع شد اما ظاهرا مشکل حساب های ارزی فعالان اقتصادی ایرانی همچنان پابرجاست.

2) سامسون گریگوریان از فعالان اقتصادی ارمنستان و هماهنگ کننده جنبش مدنی "کاستسوم" در گفتگو با پایگاه خبریLragir.am تائید کرده است که تقریبا کلیه بانک های ارمنستان از ارائه خدمات بانکی به واردکنندگان ارمنی که قصد ترانزیت کالاهای خریداری شده از هند، چین، امارات و سایر کشوهای عربی از طریق "بندرعباس" و مسیر ایران به ارمنستان را دارند خودداری کرده و وارد کنندگان ارمنی را مجاب می کنند تا با صرف زمان و هزینه بیشتر اقدام به ترانزیت بار خود از بندر "پوتی" و مسیر گرجستان کنند.

3) الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان روز دوشنبه گذشته اعلام کرد که ارتش این کشور موفق به تصرف بلندی های استراتژیک در امتداد مرز این کشور با ارمنستان در منطقه نخجوان شده است که در نتیجه آن برخی از جاده های استراتژیک ارمنستان در تیرراس نیروهای این کشور قرار گرفته اند. تردید نمی توان داشت که جاده مورد اشاره علی اف تنها مسیر زمینی است که ارمنستان را به ایران متصل می کند. با توجه به این که چند ماه پیش نیروهای آذری مستقر در نخجوان اقدام به گلوله باران روستای "آره نی" ارمنستان در فاصله چند کیلومتری از جاده زمینی میان ایران و ارمنستان کردند، تهدید علی اف را باید جدی تلقی کرد. این تهدید علاوه بر جاده ایران و ارمنستان متوجه خط لوله مشترک گاز دو کشور و همچنین منطقه آزاد اقتصادی "مقری" که قرار است نقش حلقه متصل کننده ایران به اتحادیه اقتصادی اورآسیایی و اتحادیه اروپا را بازی کند، می باشد.

دوشنبه گذشته نشستی با موضوع "روابط ایران و ارمنستان، فرصت ها و چالش ها" در تهران برگزار شد. سخنرانان این نشست همچون گذشته بر اهمیت توسعه روابط و بویژه همکاری های تجاری و اقتصادی میان ایران و ارمنستان تاکید کردند.

بی تردید ایران با توجه به شرایط کنونی و تحریم های اعمال شده از سوی آمریکا از تقویت و توسعه روابط و همکاری با ارمنستان استقبال خواهد کرد. اکنون توپ در زمین دولت جدید ارمنستان قرار دارد. می توان پیش بینی کرد که دولت جدید ارمنستان اگرهم تاکنون بر سر دوراهی سخت انتخاب میان روابط با ایران و یا آمریکا قرار نگرفته باشد، در آینده نزدیک با چنین وضعیتی مواجه خواهد شد. تاکیدات مقامات ارمنی در خصوص اهمیت حیاتی روابط با ایران تاثیر چندانی بر تصمیم دولت آمریکا و فشارهای اعمال شده از سوی این کشور نخواهند داشت زیرا آن چنانکه جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز در مصاحبه با "صدای آزادی" در ایروان اعلام کرد این کشور قصد تنگ تر کردن حلقه پیرامون ایران را دارد.

ظاهرا طرف آمریکایی برای حل این مشکل ارمنستان طرح ویژه خود را دارد که اساس آن بر حل مناقشه قره باغ از طریق وادار نمودن ارمنستان به سازش، گشایش مرزهای شرقی و غربی ارمنستان و یا حداقل مرز با ترکیه و جایگزین نمودن آن با مرز این کشور با ایران قرار دارد. موضوعی که با توجه به تحرکات اخیر نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان ( وهمچنین ترکیه) در جمهوری خودمختار نخجوان چندان هم دور از تصور نمی باشد.

منتشرشده در اخبار

در سال 2014 میلادی رسانه ها از طرحی برای حل مناقشه قره باغ موسوم به طرح لاوروف خبر دادند. بر اساس این طرح که از سوی سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه ارائه شده بود درمقابل اعطای برخی امتیازات به قره باغ، ارمنستان به جای هفت منطقه تحت کنترل خود در اطراف قره باغ پنج منطقه را به جمهوری آذربایجان باز می گرداند. مطابق این پیشنهاد ارمنستان دو منطقه ای را که ارمنستان را به قره باغ متصل می کند همچنان تحت کنترل خود نگه داشته و پنج منطقه واقع در جنوب و شرق قره باغ را به جمهوری آذربایجان تحویل می داد. در صورت اجرای این طرح قره باغ از مرز طولانی خود با ایران در جنوب و همچنین منطقه امن ایجاد شده در شرق محروم می شد. این طرح در آن زمان به اجرا در نیامد زیرا آنچنانکه الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهوری بلاروس روز جمعه در گفتگو با خبرنگاران روس عنوان کرد، سرژ سرکیسیان رئیس جمهوری وقت ارمنستان به شدت با این طرح مخالفت کرده است.

انتشار گفتگوی لوکاشنکو با خبرنگاران همزمان با اظهارات وزیر امور خارجه روسیه چندان هم اتفاقی نمی باشد. بنابر گزارشات رسمی سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه روز جمعه در سفر به باکو با الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان و مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه در مورد مناقشه قره باغ گفتگو کرده است. لاوروف همچنین در گفتگو با خبرنگاران مواضع رئیس جمهوری آذربایجان را بسیار "سازنده" توصیف کرد.

می توان چنین تصور کرد روسیه که پس از اظهارات دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا، ریچارد میلس سفیر سابق آمریکا در ایروان و جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا در مورد حل مناقشه قره باغ تا حدودی در روند حل مناقشه قره باغ در انزوا قرار گرفته بود، اکنون درصدد آن است تا بار دیگر ابتکار حل مناقشه قره باغ را در اختیار گرفته و به آمریکا اجازه ندهد تا بیش از این در منطقه قفقاز جنوبی که به صورت سنتی منطقه نفوذ روسیه محسوب می شود دخالت نماید.

به عبارت دیگر حال که مقامات جدید ارمنستان برای حل مناقشه قره باغ در مقابل بازگرداندن برخی از اراضی از خود تمایل نشان می دهند، روسیه ترجیح می دهد تا این موضوع نه براساس ابتکار آمریکا بلکه مطابق با طرح لاوروف تحقق یابد.

تضعیف موقعیت ارمنستان در سازمان پیمان امنیت جمعی پس از ایراد اتهام به دبیرکل سابق این سازمان، روابط نه چندان درخشان ارمنستان و روسیه علیرغم ادعاهای مطرح شده و همچنین آغاز فصل زمستان و وابستگی ارمنستان به گاز روسیه از جمله عواملی هستند که روسیه از آن ها به بهترین وجه در جهت جایگزینی طرح لاوروف به جای ابتکارات آمریکا بهره خواهد گرفت.

در حالیکه یک هفته از برگزاری انتخابات پیش از موعد پارلمانی در ارمنستان می گذرد اما ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهوری کشوری که متحد راهبردی ارمنستان بشمار می آید هنوز پیروزی نیکول پاشینیان در این انتخابات را تبریک نگفته است. آیا موافقت با طرح لاوروف برای بازگرداندن پنج منطقه تحت کنترل ارمنستان پیرامون قره باغ بهایی است که نیکول پاشینیان باید در مقابل تبریک پوتین پرداخت کند؟

منتشرشده در اخبار

جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید در سفر به ارمنستان به الحاقیه 907 قانون "اقدام در جهت کمک به آزادی" اشاره کرد که لابی های ارمنی در آمریکا آن را یکی از مهم ترین دستاوردهای خود در سال اخیر می دانند. این الحاقیه دولت آمریکا را از ارائه هرگونه کمک به جمهوری آذربایجان بدلیل محاصره ارمنستان منع می کند. دولت های مختلف آمریکا در دوران ریاست جمهوری جورج بوش و باراک اوباما با ارائه کمک مالی و نظامی به باکو در چند نوبت این الحاقیه را نقض کرده اند. در سالیان گذشته جمهوری آذربایجان با تاکید بر ضرورت لغو این الحاقیه آن را مانعی بر سر راه توسعه همکاری های آمریکا و جمهوری آذربایجان دانسته است.

جان بولتون در سفر به جمهوری آذربایجان و ارمنستان با سئوالات متعدد خبرنگاران در مورد این الحاقیه مواجه شد و با تاکید بر این که در این مورد تصمیم ویژه ای اتخاذ نشده است در عین حال امکان دور زدن این الحاقیه و یا لغو آن را رد نکرد. وی همچنین با تاکید بر برتری کیفیت تسلیحات آمریکایی در مقایسه با تولیدات روسیه از آمادگی دولت آمریکا برای فروش تسلیحات به ارمنستان و جمهوری آذربایجان خبر داد.

نیکول پاشینیان کفیل نخست وزیری ارمنستان در واکنشی مثبت نسبت به پیشنهاد مشاور امنیت ملی کاخ سفید در مورد فروش تسلیحات به ارمنستان اظهار داشت:"دولت ارمنستان در این زمینه محدودیتی ندارد و در صورت ارائه پیشنهاد سودمند در زمینه فروش تسلیحات به ارمنستان آن را بررسی خواهد کرد."

این در حالیست که داویت تونویان سرپرست وزارت دفاع ارمنستان روز یکشنبه در واکنش به پیشنهاد بولتون اظهار داشت:"درهای بازار تسلیحات باز است و می توانیم تسلیحات مورد نیاز خود از هر جایی که تمایل داریم تامین نمائیم اما پیشنهادی از آمریکا برای فروش تسلیحات دریافت نشده است."

وی در پاسخ به این پرسش که در صورت ارائه چنین پیشنهادی از سوی آمریکا دولت ارمنستان آن را مورد بررسی قرار خواهد داد، افزود:" در این زمینه عواملی همچون قیمت، کیفیت و همچنین زمانبندی تحویل تسلیحات تاثیر گذار هستند اما در شرایط کنونی چنین ضرورتی احساس نمی شود."

پیشنهاد جان بولتون برای فروش تسلیحات به جمهوری آذربایجان و ارمنستان با واکنش منفی محافل داخلی ارمنستان مواجه شده است.

ویگن سرکیسیان وزیر دفاع سابق ارمنستان در صفحه "فیسبوک" خود ضمن انتقاد شدید از سیاست خارجی دولت جدید ارمنستان به مقایسه تسلیحات روسی و آمریکایی اشاره و تاکید کرد:" باید به کسانیکه اطلاعات زیادی در این زمینه ندارند یادآوری کنم که ارمنستان به عنوان یکی از اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی تاکنون تسلیحات روسی را که به اذعان کارشناسان بین المللی از لحاظ کیفیت قابل مقایسه با تسلیحات آمریکایی هستند از طریق اعتبارات ویژه ارائه شده از سوی دولت روسیه و با قیمت تمام شده داخلی و یا به عنوان مساعدت دریافت کرده و از امکانات و کارشناسان مورد نیاز برای نگهداری و بکارگیری این تسلیحات برخوردار است. از لحاظ برنامه ریزی، حفظ ، نگهداری و بکارگیری و همچنین آموزش کادرهای مورد نیاز، تامین تسلیحات تنها از یک کشور به صرفه تر است. اما یک سئوال مهم تر این که اگر ارمنستان از کشور دیگری تسلیحات مورد نیاز خود را دریافت کند روسیه دیگر چه انگیزه ای برای تامین تسلیحات مورد نیاز ارمنستان به صورت رایگان و یا با شرایط بسیارویژه خواهد داشت؟"

وزیر دفاع سابق ارمنستان همچنین افزوده است:" بی تردید بولتون خود نیز به این موضوع واقف است. اظهارات او بیش از این که ابراز تمایل برای فروش تسلیحات به ارمنستان باشد تلاش برای توجیه فروش تسلیحات به جمهوری آذربایجان می باشد."

آرا پاپیان کارشناس امور سیاسی نیز در این زمینه دیدگاه مشابه ای دارد. این کارشناس ارمنی تاکید کرد:"ابراز آمادگی برای فروش تسلیحات به ارمنستان و جمهوری آذربایجان برای ما مطلوب نخواهد بود زیرا اگر درهای این بازار باز شده و با لغو و یا دور زدن الحاقیه 907 فروش تسلیحات آزاد شود این موضوع به ضرر ما خواهد بود زیرا جمهوری آذربایجان از امکانات بیشتری برای خریداری تسلیحات برخوردار است."

بولتون در اظهارات خود تاکید کرده است که ارمنستان و جمهوری آذربایجان وابستگی شدیدی به تسلیحات ساخت روسیه دارند و تامین تسلیحات از سوی آمریکا می تواند موجب کاهش این وابستگی شود.

"آرمن پرس" خبرگزاری دولتی ارمنستان نیز در گزارشی با اشاره به سخنان مشاور امنیت ملی کاخ سفید آن را نگران کننده توصیف کرد. این خبرگزاری در گزارش خود تاکید کرد فروش تسلیحات از سوی آمریکا نه تنها سرآغاز رقابت تسلیحاتی در منطقه خواهد بود بلکه با تشدید تنش روند حل مسالمت آمیز مناقشه قره باغ را با تهدید جدی مواجه خواهد ساخت. علاه بر این در ارمنستان در حال حاضر تسلیحات مورد نیاز خود را به قیمت تمام شده در کارخانه و با شرایط ویژه تامین می کند اما در مورد خرید تسلیحات آمریکایی باید اذعان کرد که جمهوری آذربایجان بدلیل امکانات مالی بیشتراز برتری نسبی برخوردار خواهد بود.

لازم به یادآوری است که تسلیحات آمریکایی از گران ترین تسلیحات تولید شده در جهان بشمار می آیند. در حالیکه قیمت جنگنده های سخوی 30 و سوخوی 35 تولید روسیه در بازار کمتر از 100 میلیون دلار است، قیمت جنگنده های مشابه آمریکایی بیش از 150 میلیون دلار برآورد می شود.

 

منتشرشده در اخبار
سه شنبه, 24 مهر 1397 ساعت 02:48

سفر جان بولتون به منطقه و ارمنستان

جان بولتون مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا 20 اکتبر به روسیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان سفر خواهد کرد.

بولتون در یادداشتی در توئیتر ضمن تائید خبر سفر خود به منطقه افزود:"20 اکتبر راهی روسیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان شده و در دیدار با مقامات بلندپایه و دیگر همکاران در این کشورها در جهت پیشبرد منافع آمریکایی تلاش خواهم کرد."

پل گوبل تحلیلگر آمریکایی با اشاره به دستور کار سفر جان بولتون به روسیه و منطقه تاکید کرده است:"روابط ایران و آمریکا موضوع اصلی سفر بولتون به منطقه خواهد بود."

جالب توجه این که سفر بولتون به ارمنستان با پایان ماموریت دیپلماتیک ریچارد میلز سفیر آمریکا در ایروان همزمان شده است. این در حالیست که میلز در گزارشی که در پایان ماموریت خود در ارمنستان منتشر کرد به وضعیت ایجاد شده پیرامون ایران نیز اشاره و اعلام کرد:" باید واقع بین بوده و تاکید نمایم که آینده تا حد زیادی به تحولات ایران بستگی خواهد داشت. اگر ایران با ثبات باقی مانده و تغییرات را آغاز نماید اقتصاد دروازه ای به سوی بازارهای جدید خواهد بود اما اگر رفتار ایران بدتر شده و تنش تشدید شود بی تردید این موضوع بر ارمنستان نیز تاثیر خواهد گذاشت زیرا ارمنستان دارای روابط با ایران است و شما می توانید این موضوع را با آن ها در میان بگذارید. این امر می تواند به پیشرفت مثبت تحولات در ایران کمک کند."

فیودور لوکیانف تحلیلگر روس در گفتگو با پایگاه خبری 168.amارمنستان با اشاره به دستور کار سفر بولتون به ارمنستان اظهار کرد:" برخلاف تصور عمومی توجه به منطقه قفقاز جنوبی نه به خاطر مناقشه قره باغ بلکه همسایگی این منطقه با ایران و سوریه است که آمریکا دارای مواضع مشخصی در قبال آن ها است."

وی همچنین افزود بولتون خود یکی از بانیان این مواضع است و می توان پیش بینی کرد که پیرامون برخی از موضوعات بحث های جدی انجام خواهد شد.

این کارشناس روس تاکید کرد:"تلاش برخی از کشورها برای دور زدن تحریم های ایران توهم است. با توجه به چنین دیدگاهی ارمنستان در رابطه با ایران و سوریه نیاز به رویارویی با آمریکا خواهد داشت بویژه آن که ماموریت آتی ارمنستان در سوریه بدلیل همکاری این کشور با روسیه در کانون توجه آمریکا قرار گرفته است."

روبن گولمیساریان تحلیلگر ارمنی نیز در پایگاه خبرگزاری "اسپوتنیک آرمنیا" تاکید کرد سفر بولتون تنها موجب تشدید تنش در منطقه خواهد شد.

وی با اشاره به این که موضوع مناقشه قره باغ و ماموریت انساندوستانه ارمنستان در سوریه از محورهای گفتگوی بولتون با مقامات ارمنستان خواهد بود تاکید کرد:" در هر حال با انجام این سفر هیچ کدام از مشکلات منطقه حل نخواهد شد. مقامات بلندپایه آمریکا هیچ گاه برای ایجاد آشتی و توافق به جایی سفر نمی کنند. در بهترین حالت مشکلاتی را ایجاد می کنند و مردم منطقه مجبور به هضم این مشکلات هستند."

سورن سرکیسیان کارشناس امور سیاسی معتقد است که روابط ارمنستان و آمریکا پتانسیل بزرگی برای توسعه دارند.

این کارشناس ارمنی تاکید کرد:"ارمنستان و آمریکا در زمینه های سیاسی و اقتصادی از پتانسیل بالایی برای توسعه همکاری ها برخوردارند و سفر آتی بولتون از این جنبه می تواند مهم تلقی شود."

وی همچنین افزود:"مقامات ارمنستان می توانند موضوع ضرر ارمنستان از تحریم ها را مطرح کنند، زیرا تحریم های آمریکا علیه ایران و سوریه خسارات بسیاری به اقتصاد ارمنستان وارد کرده اند."

منتشرشده در اخبار

روبرت کوچاریان رئیس جمهوری سابق ارمنستان در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری "اسپوتنیک آرمنیا" از بازگشت خود به عرصه سیاست و شرکت در انتخابات آتی پارلمانی در ارمنستان خبر داد. وی همچنین تاکید کرد آن بخش از مردم ارمنستان که هنوز رونق اقتصادی و موفقیت و پیشرفت های بدست آمده در دوره ریاست جمهوری او را به خاطر دارند در انتخابات آینده از او حمایت خواهند کرد.

پیشتر نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان در گفتگو با خبرنگاران در واکنشی شدید به گزارشات موجود در مورد بازگشت روبرت کوچاریان به عرصه سیاست و با تاکید بر این که چنین سناریویی غیر قابل تصور خواهد بود، خبرنگاران را به دیدگاه مردم درباره بازگشت روبرت کوچاریان ارجاع داده بود.

واقع امر این است که در حال حاضر نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان از حمایت بخش عمده ای از رای دهندگان ارمنستان برخوردار است. با این وجود احتمال تحولات غیرمنتظره در آستانه انتخابات پیش از موعد را نمی توان از نظر دور داشت.

محافل داخلی ارمنستان دیدگاه های مختلفی در مورد بازگشت روبرت کوچاریان به عرصه سیاست ارمنستان مطرح کرده اند.

یرواند بوزویان کارشناس سیاسی در گفتگو با "اسپوتنیک آرمنیا" تاکید کرد روبرت کوچاریان بسیار دیر بازگشت خود به سیاست را اعلام کرده است

وی همچنین با تاکید بر این که رئیس جمهوری سابق ارمنستان حداقل پنج سال پیش از این می بایست بازگشت خود را اعلام می کرد، اظهار داشت:"در آن صورت جایگاه وی مستحکم تر می بود. در شرایط حاضر و پس از انقلاب مخملی در ارمنستان حکومت کنونی از مقبولیت بالایی برخوردار است و شانس کوچاریان برای موفقیت در انتخابات آینده بسیار اندک خواهد بود. در شرایط کنونی بازگشت روبرت کوچاریان برای بخش عمده ای از جامعه غیر قابل درک است."

وی در عین حال افزود:"موفقیت کوچاریان بستگی مستقیم به این دارد که محبوبیت کنونی پاشینیان تا چه زمانی دوام داشته باشد. اگر سیاست ها نخست وزیر کنونی انتظارات اقتصادی و اجتماعی جامعه را تامین کند کوچاریان شانس اندکی برای پیروزی در انتخابات خواهد داشت. اما اگر پاشینیان مرتکب اشتباه شود شانس رئیس جمهوری سابق ارمنستان افزایش خواهد یافت."

لازم به یادآوری است که انتخابات پیش از موعد پارلمانی در ارمنستان به احتمال زیاد آوریل سال 2019 برگزار خواهد شد.

آرمن بادالیان کارشناس سیاسی معتقد است که شانس روبرت کوچاریان را نمی توان صفر ارزیابی کرد زیرا در زمان باقی مانده تا انتخابات صحنه سیاست ارمنستان می تواند دچار تغییرات جدی شود.

این کارشناس ارمنی افزود."در زمان باقی مانده تا انتخابات از "شور انقلابی" جامعه کاسته شده و انتقادات از دولت کنونی ارمنستان شدت خواهد یافت و به احتمال قوی رئیس جمهوری سابق ارمنستان از این فرصت بهره خواهد گرفت."

با این وجود این کارشناس ارمنی معتقد است که کوچاریان نخواهد توانست تیم پاشینیان را به صورت کامل از عرصه سیاست ارمنستان حذف کند.

آرا پاپیان کارشناس سیاسی و مدیر مرکز تحلیل سیاسی "مودوس ویوندی" بحث بر سر حضور روبرت کوچاریان در انتخابات آتی را زودهنگام می داند زیرا این احتمال وجود دارد که دادگاه فرجام در اوایل سپتامبر با رد رای دادگاه تجدید نظر روبرت کوچاریان را بار دیگر به زندان بازگرداند.

روبرت کوچاریان رئیس جمهوری سابق ارمنستان ماه گذشته در رابطه با تحقیقات پیرامون تحولات و رخدادهای پس از اتتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی در ارمنستان که منجر به کشته شدن 10 نفر شد، با اتهام نقض قانون اساسی این کشور بازداشت شد اما دادگاه تجدید نظر با تاکید بر این که اقدامات وی در چارچوب قانون اساسی بوده است حکم بازداشت کوچاریان را لغو کرد.

آرا پاپیان در عین حال معتقد است روبرت کوچاریان شخصیت محوری است که می تواند نیروهای مخالف را بدور خود جمع کند.

وی با تاکید بر این که رئیس جمهوری سابق ارمنستان از منابع مالی و کادرهای اداری لازم برخوردار است به روحیه مبارز روبرت کوچاریان اشاره کرد و افزود:"باید قبول کرد که او به سادگی تسلیم نخواهد شد."

منتشرشده در اخبار

روبرت مارکاریان

یک سال پیش از این در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی پارلمان ارمنستان شاید کمتر کسی می توانست تصور کند، سیاستمدار متواضع و صریح اللهجه ای که آن روز به زحمت خود را از دیوارها بالا می کشید و از فراز شیروانی های قدیمی و با یک بلندگوی دستی ساده مردمی را که با بی تفاوتی از بالکن خانه هایشان نظاره گر بودند به نفروختن رای خود به حزب حاکم دعوت کرده و به آنان این امید را می داد که "راه گشایش" و خروج از وضعیت کنونی وجود دارد، تنها یکسال بعد با رای پارلمان ارمنستان بر مسند نخست وزیری ارمنستان تکیه خواهد زد. همانگونه که یک ماه پیش از این نیز همکاران او در ائتلاف "یِلک" (راه گشایش) در پارلمان ارمنستان با بی اعتمادی نسبت به نتیجه بخش بودن مبارزه اش، حاضر به همراهی او در حرکت اجتماعی جدیدش نشدند. حرکتی که با سفر او به استان های مختلف ارمنستان با پای پیاده، با یک کوله پوشتی ساده، با یک بلندگوی دستی کوچک و با همراهی تعداد اندکی از هم حزبی هایش آغاز شد و در کمتر از سه هفته با تبدیل شدن به انقلاب مخملی، نخست به حکومت ده ساله سرژ سرکیسیان پایان داد و سپس در فاصله تنها دو هفته حزب حاکم جمهوری خواه را مجبور به تسلیم در مقابل خواست مردم کرد.

در خصوص دلایل و چگونگی شکل گیری حرکت اجتماعی اخیر در ارمنستان، سیر تحولات یک ماه گذشته و تبدیل آن به انقلاب مخملی و در نهایت پیروزی آن بدون هیچ درگیری، خشونت و خونریزی می توان ساعت ها قلم فرسایی کرده و به نظریات سیاسی و جامعه شناختی مختلف استناد کرد، اما در این میان نمی توان از نقش انکار ناپذیر و برجسته نیکول پاشینیان به عنوان آغازگر این حرکت و جنبش اعتراضی و سپس رهبر انقلاب مخملی ارمنستان چشم پوشی کرد. سیاست مداری که فعالیت اجتماعی خود را از دانشگاه و با نگاشتن مقاله افشاگرانه در مورد فساد مالیوابستگان رئیس دانشکده آغاز کرد و پس از خودداری از عذرخواهی و اخراج از دانشگاه به حرفه روزنامه نگاری روی آورد، پس از آن وارد سیاست شد، زندگی در خفا و همچنین زندان را تجربه کرد، در بازگشت مجدد به عرصه سیاست جذب فعالیت های حزبی شده و با نشستن بر صندلی نمایندگی پارلمان مسیر خود به سوی مسند نخست وزیری را هموار کرد.

نگارنده این سطور یک سال پیش از این در مطلب کوتاهی در باره نتایج انتخابات پارلمانی ارمنستان و هنگامی که خیلی ها نه تنها نیکول پاشینیان را جدی نگرفته بودند بلکه روش او در تبلیغات انتخاباتی را به سخره می گرفتد، او را "پدیده" نامیده است. موضوعی که اکنون تبدیل به واقعیتی انکار ناپذیر شده است.

ارمنستان در سال های پس از استقلال و بویژه در دوره ده ساله ریاست جمهوری سرژ سرکیسیان شاهد چندین جنبش و حرکت اجتماعی و اعتراضی بوده است که یا از سوی حکومت سرکوب شده اند (وقایع اول ماه مارس 2008 میلادی)، یا پس از مدتی با ترفندهای مختلف مهار شده و پایان یافته اند (اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2013 میلادی و جنبش موسوم به "ایروان الکتریک" در اعتراض به افزایش بهای برق مصرفی در ژوئن 2015 میلادی ) و یا این که جنبه افراطی به خود گرفته و به صورت اقدامات شبه تروریستی امکان بروز یافته اند (گروگانگیری و اشغال یک مرکز پلیس در ایروان در ژوئیه سال 2016میلادی).

یکی از ویژگی های مهم جنبش اخیر که آن را از موارد مشابه دیگر در سالیان گذشته متمایز می سازد، حضور نیکول پاشینیان به عنوان آغازگر و رهبر این انقلاب مخملی در راس آن است. نیکول پاشینیان را نه می توان با لئون تر پطروسیان مقایسه کرد که به دلیل قتل ها و تصفیه های سیاسی و حزبی در دوره زمامداری اش و همچنین مواضع سازش کارانه در موضوع مناقشه قره باغ همواره با انتقادات متعددی مواجه بوده است ، نه با رافی هوانیسیان که از داخل جامعه ارمنستان برنخاسته بود و شاید همچون پاشینیان با روحیات و زبان محاوره ای مردم کوچه و بازار آشنا نبود و نه با ژیرایر سفیلیان و اعضا و هواداران گروه افراطی "پارلمان موسس" که با تاکید بر اقدامات مسلحانه بهانه لازم را برای سرکوب و زندانی شدن در اختیار حکومت قرار دادند. پاشینیان چه در کسوت روزنامه نگاری و چه در مقام نمایندگی مجلس هیچ ابایی از انتقاد از مسئولان و مقامات دولتی نداشته است. اگرچه در نطق های پارلمانی زبان تند و تیزش اغلب آغشته به چاشنی طنز بوده و شدیدترین انتقادات را متوجه عملکرد مقامات کرده اما همزمان جنبه ادب را نگاه داشته است. در پی یورش گروهی مسلح به یک مرکز پلیس در ایروان در ژوئیه سال 2016 و هنگامیکه جمعیتی از مردم به هواخواهی از مهاجمان مسلح تا مرز درگیری فیزیکی و خشونت آمیز با نیروهای پلیس پیش رفته بودند این نیکول پاشینیان بود که برخلاف برخی از شخصیت های مخالف دولت که به نوعی آتش بیار معرکه شده و در صدد گرفتن ماهی از آب گل آلود بودند، خود را سپر مردم کرده و در جهت آرام نمودن جمعیت تلاش کرد.

نیکول پاشینیان به جای انتشار فراخوان برای گردهمایی و سپس انتظار برای حضور مردم، خود رخت مبارزه پوشید، پای پیاده به راه افتاد و با ساعت ها راهپیمایی در خیابان های ایروان، ورود به محوطه دانشگاه ها و مراکز تجاری و با کمک همان بلندگوی دستی ساده خود مردم را به حضور در خیابان و گفتن "نه" به نخست وزیری سرژ سرکیسیان فراخواند. درخواستی که پس از استعفای سرژ سرکیسیان به خیزش اجتماعی علیه حزب جمهوری خواه و درخواست برای نخست وزیری پاشینیان تبدیل شد. همراهی دانشجویان و قشر جوان جامعه، نافرمانی مدنی و بستن خیابان های اصلی ایروان (که با توجه به معماری ویژه ایروان طراحی شده و در کوتاه ترین زمان فعالیت های روزمره در شهر را فلج می کرد) و در نهایت پیوستن احزاب، گروه های سیاسی و همچنین اقشار مختلف مردم به این خیزش اجتماعی در کنار پرهیز از هرگونه اقدام خشونت آمیز و درگیری با نیروهای پلیس موجب گردید تا به یکباره نیکول پاشینیان تبدیل به چهره ای اسطوره ای شده و نام او در کنار نام ارمنستان به تیتر درشت رسانه های جهان تبدیل شود.

اکنون پس از حدود یک ماه تلاش خستگی ناپذیر، پیمودن صدها کیلومتر با پای پیاده و ایجاد اتحاد و یکدلی میان صدها هزار ارمنی ساکن در ارمنستان و دیاسپورا نیکول پاشینیان بر مسند نخست وزیری ارمنستان تکیه زده است. در مورد این که آیا دولت نیکول پاشینیان دولت مستعجل بوده یا این که خواهد توانست از سد بزرگی همچون رای اکثریت حزب مخالف جمهوری خواه در مجلس گذشته و برنامه های خود را در جهت اصلاحات واقعی در سیستم قضایی و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه ارمنستان به اجرا در آورد، زمان در آینده نزدیک قضاوت خواهد کرد اما آن چه که نام نیکول پاشینیان را در تاریخ نوین جمهوری ارمنستان جاودانه ساخت بیدار نمودن روح خفته ملت ارمنی، بازگرداندن شور و شعف و امید به جامعه ارمنستان و از همه مهمتر پایان دادن به افسانه شکست ناپذیری سرژ سرکیسیان و حزب جمهوری خواه ارمنستان است که می تواند برای بسیاری از ملت های منطقه سرمشق قرار گیرد.

منتشرشده در اخبار

روبرت مارکاریان کارشناس سیاسی 

پس از یک روز پر التهاب همراه با اعتصاب، نافرمانی مدنی و بستن خیابان ها و بزرگراه های اصلی ایروان نیکول پاشینیان رهبر جنبش اعتراضی "اقدام من" از جمعیت معترض خواست تا به تجمعات اعتراضی و نافرمانی خود پایان داده و ضمن حفظ هوشیاری روز سه شنبه 8 ماه می که قرار است مجلس ملی ارمنستان بار دیگر برای انتخاب نخست وزیر تشکیل جلسه دهد در مرکز شهر تجمع کنند.

این درخواست پاشینیان پس از آن اعلام شد که فراکسیون های "یِلک" ، "زاروکیان" و "داشناکسیون" اعلام کردند که بار دیگر نیکول پاشینیان را برای احراز پست نخست وزیری ارمنستان به مجلس ملی این کشور معرفی خواهند کرد. واهرام باغداساریان رئیس فراکسیون حزب جمهوری خواه در مجلس ملی ارمنستان نیز اعلام کرد که این فراکسیون از نامزدی که از سوی یک سوم نمایندگان مجلس معرفی شده باشد حمایت خواهد کرد. در نتیجه می توان چنین پیش بینی کرد که اگر اتفاقات غیرمنتظره ای پیش نیاید، مجلس ملی ارمنستان روز سه شنبه آینده به نخست وزیری پاشینیان رای مثبت خواهد داد. این در حالیست که فراکسیون حزب جمهوری خواه یک روز پیش از آن با نخست وزیری پاشینیان مخالفت کرده و به او رای منفی داده بود.

این تغییر ناگهانی در موضع حزب جمهوری خواه ارمنستان در مورد نخست وزیری نیکول پاشینیان را چگونه می توان ارزیابی کرد؟ آیا این حزب در نتیجه تشدید تنش های داخلی و فشار جمعیت معترض مجبور به تغییر موضع شده و یا این که با رای منفی روز سه شنبه و سپس اعلام حمایت از پاشینیان هدف دیگری را دنبال می کند؟

پاسخ این پرسش در اظهارات واهرام باغداساریان رئیس فراکسیون حزب جمهوری خواه نهفته است. وی اذعان کرد که هدف پرسش و پاسخ در نشست روز سه شنبه مجلس ملی ارمنستان که حدود 9 ساعت به طول انجامید این بود که مردم ارمنستان با مسئولیت ها و وظایف خطیری که قرار است نخست وزیر بر عهده بگیرند و همچنین تهدیدات موجود آشنا شوند. وی همچنین اعلام کرد:" ما روز گذشته نگرانی و شک و تردید خود را از این که نامزد پیشنهادی می تواند این مسئولیت ها و وظایف را بر عهده بگیرد مورد تاکید قرار دادیم. همزمان به مردم فرصت دادیم تا ارزیابی خود را داشته باشند. ارزیابی مردم این بود که به نامزد منتخب خود اعتماد دارد. ما نیز امروز پس از رایزنی های سیاسی و ضمن تاکید بر صحت دیدگاه هایمان در مورد نامزد معرفی شده و همچنین برای پایان دادن به وضعیت ایجاد شده به این جمع بندی رسیدیم که وی (پاشینیان) آماده قبول این مسئولیت است. در این شرایط مسئولیت او بسیار سنگین تر خواهد بود."

از سخنان باغداساریان چنین بر می آید که حزب جمهوری خواه بدنبال این است تا مسئولیت ناکامی های احتمالی دولت آینده ارمنستان را متوجه جمعیت معترض و احزاب و فراکسیون های حامی پاشینیان کند. همچنین این نکته را نباید از نظر دور داشت که در نشست سه شنبه گذشته (اول ماه می) مجلس ملی ارمنستان پاشینیان رسما از سوی فراکسیون "یِلک"معرفی شده بود و فراکسیون های "زاروکیان" و "داشناکسیون" فقط از نامزدی از او حمایت کرده بودند اما اکنون و با توجه به الزام قانون اساسی نامزد نخست وزیری باید از سوی یک سوم نمایندگان معرفی شود. در نشست سه شنبه آینده پارلمان ارمنستان نامزدی پاشینیان از سوی هر سه فراکسیون مطرح شده و هر سه فراکسیون همزمان مسئولیت اقدامات آینده پاشینیان در مقام نخست وزیر ارمنستان را بر عهده خواهند داشت.

اما با انتخاب پاشینیان به عنوان نخست وزیر ارمنستان مشکلات و بحران در ارمنستان پایان نخواهد گرفت. دولت پاشینیان مجبور به همکاری و تعامل با پارلمانی خواهد بود که در آن مخالفان دولت (حزب جمهوری خواه) اکثریت قاطع را در اختیار دارند. حزب جمهوری خواه که حداقل تا برگزاری انتخابات پیش از موعد اکثریت مجلس را در اختیار خواهد داشت با تصمیمات و کارشکنی های خود سعی خواهد کرد بر حق بودن دیدگاه های خود در مورد پاشینیان را به اثبات رسانده و حتی وی را مجبور به استعفا کند. این در حالیست که پاشینیان دیگر اهرم نافرمانی مدنی را نیز در اختیار نخواهد داشت زیرا استفاده از آن در وهله نخست به فعالیت دولت او ضربه خواهد زد. مگر این که در روزهای آتی و در زمان باقی مانده تا نشست هفته آینده مجلس، پاشینیان بتواند در مذاکره با فراکسیون حزب جمهوری خواه تضمین های لازم را جهت فعالیت دولت خود دریافت کرده و در مورد اصلاح در قانون انتخابات و تعیین تاریخی معقول برای انتخابات پیش از موعد به توافق برسد.

منتشرشده در اخبار
صفحه1 از2