دیدبان ارمنستان

پایگاه خبری و تحلیلی

یکشنبه10202019

Last update07:12:55 AM

روبرت مارکاریان کارشناس سیاسی و از حامیان روبرت کوچاریان دومین رئیس جمهوری ارمنستان اخیراً در تماس با صفحه فیسبوک کتاب "زندگی و آزادی" (خاطرات رویرت کوچاریان دومین رئیس جمهوری ارمنستان1998-2008)  پیشنهاد ترجمه بخش مربوط به احداث خط لوله گاز ایران و ارمنستان از این کتاب را ارائه کرد. ضمن تشکر و قدردانی از آقای مارکاریان ترجمه ایشان از این بخش از کتاب ارائه می شود.

ایران همسایه جنوبی ما است و روابط با این کشور همواره از اهمیت ویژه ای برای ارمنستان برخوردار بوده است. مرزهای ما تنها با دو کشور از چهار کشور همسایه باز است و ایران یکی از آن دو کشور می باشد. کشور ایران با سابقه سه هزار ساله حکومتداری و فرهنگ منحصر بفرد و همچنین با جمعیت هفتاد میلیون نفری اکثراً جوان برای ما بازاری پر اهمیت و همزمان بسیار پیچیده همراه با ویژگی های خاص خود بشمار می آمد. ما این بازار را به دقت مورد بررسی قرار دادیم اما مشکل آنجا بود که ایران تحت تحریم قرار داشت و روابط پر تنشی میان این کشور و آمریکا برقرار بود.

آمریکایی ها از همکاری ما با ایرانی ها خرسند نبودند اما ما قصد نداشتیم منافع حیاتی خود را قربانی کنیم. روابط ایران و غرب و همچنین نوع نگاه ایران به غرب تحت تاثیر مناقشه طولانی مدت با غرب و تحریم های اعمال شده تغییر شکل داده بودند. در هر دو طرف این مناقشه گروه هایی پر نفوذ با نگاه های تحریف شده نسبت به طرف مقابل شکل گرفته و حالتی نسبتاً تحجرگونه به خود گرفته بودند. دیوار سوء تفاهم میان طرفین به صورت مستمر بلندتر شده و حوزه های جدیدتری را در بر می گرفت. (در عین حال دیاسپورای ایرانی در کشورهای مختلف جهان مشارکت بسیار فعال داشته، هیچ گاه به صورت باندهای جنایتکار قومی سازمان دهی نشده و در کنار فعالیت های تجاری و اجتماعی در محافل علمی این کشورها حضور فعال دارد).

ما امیدوار به یافتن راهی به سوی بازار ایران بودیم. بازاری که از یک سو تحت تاثیر جهت گیری های ویژه اجتماعی و از سوی دیگر تحریم های اقتصادی و مناقشه با آمریکا قرار داشت. اجرای طرح های بزرگ زیرساختی می توانست اقتصاد های ما را به یکدیگر مرتبط نموده و منجر به ظهور علاقه مندی های تجاری میان طرفین شود. در اوایل دهه 1990 میلادی احداث پل رود ارس با مشارکت ایران منجر به توسعه تبادلات تجاری میان دو کشور شد و با احداث نخستین خط انتقال برق میان دو کشور نیز روابط در زمینه انرژی پایه گذاری شد.

باید قدم پیش می گذاشتیم اما به گونه ای که روابط با آمریکا نیز دچار خدشه نشود.

ما به صورت مستقیم به طرف آمریکایی گفتیم که علیرغم تحریم ها مایل به توسعه روابط خود با ایران هستیم و این موضوع برای ما از اهمیت حیاتی برخوردار است. به آسانی می توان به روابط با کشورهای همسایه خدشه وارد ساخت اما بازسازی مجدد آن کاری بس دشوار خواهد بود. علت این امر شاید انتظارات بزرگ و متقابل همسایگان از یکدیگر و همچنین برخی مشکلات تاریخی انباشته شده هستند که اغلب در فرصت های مختلف بدون هیچ دلیل ویژه ای سر باز کرده و طرفین را نسبت به یکدیگر تحریک می کنند.

از ابتدا درصدد اجرای چند طرح مشترک بزرگ با ایران بودیم. نخستین توافق ما در رابطه با احداث نیروگاه برق بر روی رود ارس و در منطقه مرزی بود (متاسفانه این طرح تاکنون به اجرا در نیامده است). با این وجود مسئله مهم راهبردی احداث خط آهن و خط لوله گاز مشترک ایران-ارمنستان بود. این دو موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند. این که دو کشور همسایه خط آهن مشترک نداشته باشند طبیعی نیست. به همین ترتیب طبیعی نبود که هیچ خط لوله ای میان ایران که دارای ذخایرعظیم نفت و گاز است و ارمنستان که فاقد چنین ذخایری است وجود نداشته باشد.

خط آهن از اهمیت ویژه ای برخوردار بود اما هزینه احداث آن بمراتب بیشتر از احداث خط لوله گاز بود و به همین دلیل نیز تصمیم بر این گرفته شد که فعالیت را از خط لوله گاز آغاز نماییم. اجرای موفق این طرح می توانست سکوی آغازی شود تا در آینده طرح های بسیار مشکل تر و از جمله خط آهن را اجرا نمائیم.

بدین ترتیب تصمیم اتخاذ شده بود و از این لحظه داستان جدیدی آغاز شد.

ما برنامه خود برای اجرای طرح های زیرساختی با ایران را به صورت شفاف به اطلاع همگان رساندیم. بدنبال بیان دلایل برای توجیه تصمیم خود نبودیم بلکه برعکس انتظار مشارکت فعال از سوی اتحادیه اروپا، آمریکا و موسسات مالی بین المللی را داشتیم. زیرا هرچقدر تعداد خطوط انتقال انرژی و همچنین مسیرهای ترانزیتی در منطقه بیشتر باشد به همان میزان نیز رقابت سالم بیشتر و بازار وسیع تر خواهد بود. غرب با جهت گیری لیبرال خود چگونه می تواند با چنین بازاری مخالفت کند؟ من در مذاکرات خود در بروکسل، سازمان بین المللی پول و بانک جهانی این موضوع را مطرح کردم تا آن ها بتدریج خود را با این ایده وفق دهند. دلایل ارائه شده از سوی ما آنقدر منطقی و قابل درک بودند که هیچ کدام از آن ها مخالفتی نداشتند اما به دلایل روشن ابراز خرسندی نیز نمی کردند. اما آمریکایی ها با بی تفاوتی اعلام کردند. "ارمنی ها خواب آن را خواهند دید."

موضوع طرح های زیرساختی را نخستین بار به صورت جدی در اولین سفر رسمی به ایران در سال 2001 میلادی در دیدار با خاتمی رئیس جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دادیم. از من استقبال شایسته ای به عمل آمد. خاتمی را شخصیتی روشنفکر یافتم که به خوب وضعیت ایجاد شده پیرامون ایران را درک می کند و درصدد یافتن راهی برای رهایی از آن است. صمیمیت و همچنین درک فلسفی ایشان از تفاوت های دینی، قومی و فرهنگی با غرب مرا شگفت زده کرد. ما راه های توسعه همکاری های اقتصادی و طرح های مطرح در این چارچوب را بررسی کردیم.

پیش از این سفر تلاش کرده بودم تا در حد امکان با ویژگی های فرهنگی ایران آشنا شوم، اگرچه از زمان حضور در قره باغ سابقه تماس با ایرانی ها را داشتم. به دنبال راهی بودم تا صداقت خود را با سنت میزبانی ایرانیان در هم بیامیزم و در عین حال از رفتارهایی که ممکن است موجب ایجاد سوء تفاهم نزد طرف مقابل شود خودداری کنم. انداختن پا روی پا در هنگام مذاکره و یا نشان دادن انگشت شست به عنوان تائید، از اعمالی است که باید از انجام دادن آن در ایران خودداری شود. جالب توجه این که بسیاری از حرکاتی که آمریکایی ها انجام می دهند در فرهنگ ایرانی معنایی کاملا متضاد دارند. میزبانی ایرانیان نیز ممکن است صادقانه سوء تفاهم ایجاد نماید. آن ها ضمن ابراز محبت نسبت به طرف مقابل خود ممکن است به گونه ای دست رد به سینه او بزنند که شاید برای اروپایی ها معنای موافقت داشته باشد. تلفظ کلمات "آری" و "خیر" دارای چنان ظرافتی هستند که می توانند معنای آن ها را کاملا تغییر دهند.

نمی دانم آیا "تمرین" های من در رابطه با سنت های قومی و فرهنگی ایرانیان به یاری من آمدند یا نه، اما مذاکرات با خاتمی بسیار موفقیت آمیز بود و در سفر ایشان به ارمنستان نیز ادامه یافت. ما در زمینه اجرای طرح های زیرساختی عمده به توافق رسیدیم و آماده وارد شدن به مرحله عمل بودیم. در رابطه با احداث دومین خط انتقال برق توافق کرده و آن را در پایان سال 2004 میلادی به بهره برداری رساندیم. طرف ایرانی در قبال دریافت برق از ارمنستان هزینه احداث این خط انتقال برق را متقبل شده بود. با این وجود اولویت نخست ما احداث خط لوله گاز بود. تکیه بر خط لوله گازی که از روسیه می آمد نه تنها از لحاظ امنیت انرژی بلکه از جنبه بهای رقابتی گاز در بازار نیز منطقی نبود. من به خوبی به یاد داشتم که در طول جنگ قره باغ چگونه خط لوله گاز روسیه به ارمنستان 28 بار منفجر شد. این خط لوله از روسیه و از مسیر گرجستان به ارمنستان می رسید و از مناطقی عبور می کرد که عمدتاً آذری نشین بودند. انفجارها نیز در همین مناطق اتفاق می افتاد. تعمیر این خط لوله نیز هر بار چند روز طول می کشید. آن سال ها دوران سختی برای ما بود. کشوری که در بحران انرژی قرار داشت مجبور به اجرای برنامه صرفه جویی بسیار شدید بود. برای حفظ ذخایر مخازن زیرزمینی گاز جریان گاز به غیر از مراکز ضروری قطع می شد. کل کشور نگران از این بود که هر لحظه ممکن است مراکز پخت نان از فعالیت باز بمانند و هر بار مشکل تامین گاز با زحمت بسیار زیاد مرتفع می شد. خط لوله گاز موضوع امنیت ملی بشمار می آمد. کسی نمی توانست تضمین کند که جنگ مجددا آغاز نخواهد شد.

من به آمریکایی ها پیشنهاد مشارکت در طرح خط لوله گاز را ارائه کردم. دلایل بسیار زیادی را از بازار گرفته تا موضوعات راهبردی مطرح کردم. ایده ایجاد کنسرسیوم با حضور ایران و روسیه را پیش کشیدم. قصدم اثبات این موضوع بود که این طرح موضوعی سیاسی نیست و برای امنیت ارمنستان از اهمیت حیاتی برخوردار است. تاکید می کردم که در نهایت راهی برای اجرای این طرح خواهیم یافت پس بیایید با یکدیگر همکاری کنیم و شاید در سایه این همکاری مشترک برخی از مشکلات موجود در روابط شما با ایران نیز حل شود. از لحاظ نظری این طرح می توانست برای آمریکایی ها جالب توجه باشد زیرا در تضاد با انحصار "گازپروم" بود که در عین حال عامل نفوذ روسیه در کشورهای همجوار بشمار می آمد. برای ما دیدگاه آمریکا از جنبه دیگری نیز حایز اهمیت بود. امیدوار بودیم که در وهله نخست خواهیم توانست مبالغی را از بانک های بزرگ غربی برای اجرای این طرح دریافت کنیم.

آمریکایی ها در نهایت ادب به سخنان من گوش دادند و در جواب گفتند:" بله نگرانی های شما را درک می کنیم. بله دلایل شما منطقی است. اما... بدلایل بسیار روشن از مشارکت در این طرح معذوریم." پس ازدریافت پاسخ منفی از آمریکایی ها تاکید کردم:"در این صورت امیدوارم که حداقل در این زمینه ایجاد مانع نخواهید کرد." آن ها تکرار کردند که موضوع برای آن ها قابل درک است و هرگونه انحصار غیر قابل قبول است و قول دادند که مانع ایجاد نخواهند کرد.

به موازات آن با "گازپروم" وارد مذاکره شدم. با مدیران آن ملاقات کرده و توضیح دادم که خط لوله گاز ایران برای کشور ما از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و پیشنهاد مشارکت در احداث خط لوله را ارائه کردم. ظاهراً آن ها به صورت مستقیم این پیشنهاد را رد نمی کردند اما پاسخ آن ها نیز مبهم بود. " بله در کل جالب توجه است". از آنجائیکه همه چیز در مرحله حرف باقی مانده و در زمینه اجرای این طرح هیچ گام عملی برداشته نمی شد دریافتم که این که به معنای رد شدن پیشنهاد است اما با شیوه ای کاملا مودبانه. البته قابل درک هم بود. "گازپروم" چه نیازی به این خط لوله گاز داشت؟ دلیلی نداشت تا با دست خود رقیبی برای خود بتراشد.

در پایان مذاکرت اعلام کردم:"خرسند می شدیم اگر با ما مشارکت می کردید. اگر مایل نیستید مانعی ندارد. صرفنظر از این که در این طرح مشارکت خواهید کرد یا نه، ما آن را اجرا خواهیم کرد."

نتیجه مذاکرات قابل پیش بینی بود. من انتظار رد پیشنهاد از سوی "گازپروم" را داشتم اما برای جلوگیری از واکنش احتمالی آن ها از جنبه سیاسی طرح این پیشنهاد را صحیح می دانستم.

زمان می گذشت. همزمان با ادامه مذاکرات با طرف ایرانی برای تامین مالی و همچنین دست یافتن به الگویی از همکاری که برای هر دو طرف سودمند خواهد بود، انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شده و احمدی نژاد که دارای شخصیتی کاملا متفاوت، با دیدگاه محافظه کارانه و شدیداً ضدآمریکایی بود در این انتخابات به پیروزی رسید. با پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری تنش در روابط ایران و آمریکا نیز تشدید شد. دومین مرحله مذاکرات را با احمدی نژاد انجام دادیم. وی فاقد جذابیت خاتمی و بسیار ساده بود با این وجود به عنوان شریکی جدی و مطمئن اجرای طرح را با او آغاز کردیم.

ما موفق به یافتن الگویی جالب بر مبنای منافع متقابل با طرف ایرانی شدیم. ما از آن ها گاز دریافت می کنیم و سپس با تولید برق آن را به ایران باز می گردانیم و بخشی از گاز دریافتی را به عنوان بهای تولید برق نگه می داریم. ایران از لحاظ ظرفیت تولید برق در مضیقه قرار داشت اما ما اضافه تولید داشتیم. بدین ترتیب منافع دو طرف کاملا مشخص و هزینه احداث خط لوله قابل تامین بود. البته در نتیجه این توافق طرح تا حدودی گسترده تر شد. ضرورت احداث خط جدید انتقال برق میان دو کشور که می توانست حجم بیشتری از انرژی برق را منتقل کند مطرح شد. ما در حال افزایش ظرفیت تولید خود بودیم و حتی شروع به بررسی احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی "هرازدان" کردیم. این طرح بلافاصله معنای تجاری به خود گرفت و تصمیم گرفتیم برای احداث آن از ایرانی ها وام دریافت کنیم. توافق کردیم تا خط لوله گاز توسط شرکت آن ها احداث شود زیرا آن ها هنگامیکه خود اجرا کننده طرح هستند منابع مالی آن را سریع تر تامین می کنند. توافق کردیم ایرانی ها خط لوله را تا مرز ما برسانند و از آنجا به بعد نیز بی تردید موفق به یافتن سرمایه گذار می شدیم.

من به تهران سفر کردم. در طی این سفر احمدی نژاد با جدیت بر اجرای توافقات انجام گرفته تاکید کرد. ما دستان یکدیگر را فشردیم و اجرای طرح آغاز شد.

عملیات احداث خط لوله به سرعت در حال پیشرفت بود تا حدی که موجب نگرانی وزارت امور خارجه آمریکا شد. زمانیکه با احمدی نژاد توافق کردیم تا با یکدیگر خط لوله را افتتاح و مشعل گاز را در منطقه مرزی ارمنستان روشن کنیم، سفیر آمریکا ضمن دیدار با وارطان وسکانیان وزیر امور خارجه ارمنستان درخواست کرد تا در ملاقات حضوری نامه ای را به من تحویل دهد. در این نامه طرف آمریکایی با برگزاری مراسم افتتاح خط لوله مخالفت کرده و از من درخواست کرده بود که از این اقدام خودداری کنم. متن نامه شباهت بسیاری به بخشنامه هایی داشت که سازمان های حزبی از کمیته مرکزی حزب کمونیست دریافت می کردند. در این نامه ها سیاست های حزب در قبال مسائل مختلف تبیین شده و خط مشی دیکته می شد. من به این موضوع در یکی از ملاقات های خود با سفیر آمریکا در ارمنستان اشاره کردم. هیچگاه تصور نمی کردم که سال ها پس از کسب استقلال بخشنامه های صادر شده از سوی واشنگتن جایگزین بخشنامه های کرملین خواهند شد. این موضوع مربوط به دوران ریاست جمهوری جورج بوش پسر بود. در این دوران لحن پیام های وزارت امور خارجه آمریکا بیشتر به توصیه نامه های لازم اجرایی شباهت داشت که مایه عصبانیت می شد.

مراسم افتتاح خط لوله گاز ایران و ارمنستان براساس برنامه ریزی انجام گرفته در ماه مارس 2007 میلادی در شهر "آگاراک" در مرز با ایران برگزار شد. همه خوشحال بودیم و پس از مراسم افتتاح نیز موضوع ادامه طرح تا به سرانجام رساندن آن و همچنین اقدامات عملی در راستای توسعه همکاری های اقتصادی را بررسی کردیم. البته از تیم ها و کادرهای خود که در سایه تلاش های آن ها احداث خط لوله گاز امکان پذیر شد نیز قدردانی به عمل آوردیم.

مدتی بعد هیئتی از آمریکا عازم ارمنستان شد. در ملاقات با این هیئت گفتگوهای انجام گرفته درباره خط لوله گاز را به آن ها یادآوری کردم. مگر نه این که آن ها در آن زمان تاکید می کردند که آمریکا اگرچه در این طرح مشارکت نمی کند اما در مسیر اجرای آن نیز مانع ایجاد نخواهد کرد.

به آن ها گفتم: "آیا من اشتباه می کنم؟"

نماینده وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ گفت:" خیر، اما تصور نمی کردیم که شما موفق خواهید شد."

در رابطه با این خط لوله موضوع جالب توجه پس از این آغاز شد.

هنگامیکه مشخص شد خط لوله گاز در هر حال فعالیت خواهد کرد به یکباره "گازپروم" نسبت به آن حساس شد. آن ها این خط لوله را رقیبی برای خود دانسته و فعالیت هایی را آغاز کردند. در این مرحله ما آمادگی داشتیم تا مشارکت آن ها را تنها در چارچوب کلیت طرح مد نظر قرار دهیم که علاوه بر خط لوله گاز شامل اتمام طرح احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی "هرازدان" نیز می شد.

احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی ارمنستان در اوایل دهه 1990 میلادی آغاز شده بود. تامین مالی این طرح را بانک اروپایی بازسازی و توسعه(EBRD) بر عهده داشت. در مقابل دولت ارمنستان تعهد کرده بود که نیروگاه اتمی خود را تعطیل خواهد کرد. براساس پیش بینی ها ظرفیت تولید برق بلوک پنجم نیروگاه حرارتی برابر با نیروگاه اتمی می بود. پس از تصدی مقام ریاست جمهوری اجرای این طرح را متوقف کردم. معتقد بودم که نیروگاه اتمی نباید تعطیل شود. هزینه طرح 50 میلیون دلار برآورد شده بود اما مشخص شد که ارزیابی ها اشتباه بوده است. محاسبه هزینه ها براساس قیمت های سال 1992 انجام گرفته بود که ارزش نیروی کار در ارمنستان بسیار ناچیز بود و همان مبالغ را مبنای محاسبه هزینه در آینده قرار داده بودند. پس از هزینه شدن کل مبلغ اختصاص یافته مشخص شد که برای اتمام طرح تقریباً به همان میزان نیز باید هزینه شود. من از دادن تضمین های دولتی برای دریافت اعتباری جدید خودداری و طرح احداث بلوک پنجم را متوقف کردم. توقف اجرای این طرح به روابط من با EBRD خدشه وارد کرد، با این وجود در این زمینه اقدام کردم. من به دلایل محکم تری برای انصراف از تعطیلی نیروگاه اتمی نیاز داشتم و فقدان ظرفیت تولید برق معادل دلیلی منطقی بشمار می آمد.

اما اکنون زمان برای اتمام طرح احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی مناسب بود. در این مدت تقریبا همگان به این باور رسیده بودند که فعالیت نیروگاه اتمی را تعطیل نخواهیم کرد. به "گازپروم" اعلام کردیم که آماده سازش با آن ها هستیم اما تنها در چارچوب کلیت طرح که شامل اتمام احداث بلوک پنجم نیز می شود. آن ها موافقت کردند و باید اذعان کنم که به کلیه تعهدات خود عمل کردند و طرح نخستین بروزرسانی شد. "گازپروم" در کل 500 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد.

خط لوله گاز ایران و ارمنستان که کمتر کسی به سرانجام رسیدن آن را باور داشت این گونه احداث شد و ما برای اجرای آن تقریبا هیچ هزینه ای را متقبل نشدیم. امکان اجرای این طرح واقعاً ناچیز بود اما ما در این زمینه موفق شدیم زیرا به موفقیت آن باور داشته و در راستای آن تلاش کردیم. در حال حاضر کل ظرفیت این خط لوله مورد استفاده قرار نمی گیرد که دلیل آن ساخته نشدن خط سوم انتقال برق میان دو کشور بنابر دلایلی است که از آن جمله می توان به تحریم های اعمال شده علیه ایران اشاره کرد. البته احداث خط سوم انتقال برق هم اکنون از سر گرفته شده است.

https://www.facebook.com/kyanqevazatutyun/photos/a.508090653325267/508093499991649/?type=3&theater

منتشرشده در اخبار

روبرت مارکاریان

رئیس جمهوری سابق ارمنستان وعده "پائیز داغ سیاسی" در ارمنستان را داده است.

روبرت کوچاریان رئیس جمهوری سابق ارمنستان در مصاحبه با روزنامه "گولوس آرمنیی" (Голоса Армении) تاکید کرد که روند ایجاد وحدت و همگرایی میان نیروهای سیاسی مخالف دولت نیکول پاشینیان در پائیز آینده به سرانجام رسیده و مبارزه سیاسی به صورت فراگیر و هماهنگ آغاز خواهد شد.

روبرت کوچاریان که هم اکنون با اتهام نقض قانون اساسی بدلیل برخورد با اعتراضات خشونت آمیز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی در این کشور که به کشته شدن 10 نفر انجامید با قرار بازداشت موقت در زندان بسر می برد، پیش از این در مصاحبه ای تلویزیونی از طرح خود برای ایجاد وحدت میان کلیه نیروهای سیاسی مخالف دولت نیکول پاشینیان تحت عنوان "اجماع منهای یک" (consensus minus one) رونمایی کرد که اشاره به ایجاد جبهه ای واحد از کلیه احزاب و سازمان های اجتماعی مخالف در جهت سرنگونی دولت کنونی ارمنستان دارد. همزمان ویکتورسوقومونیان رئیس دفتر روبرت کوچاریان در کنفرانس مطبوعاتی به مناسبت سالگرد آغاز پیگرد قضایی علیه دومین رئیس جمهوری ارمنستان اظهار داشت روبرت کوچاریان پیش از آن که برای بار سوم در طول یک سال گذشته راهی زندان شود با بسیاری از نیروهای سیاسی مخالف دولت ارمنستان دیدار و گفتگو کرده است.

روبرت کوچاریان در حالی وعده پائیز داغ سیاسی را داده است که براساس گزارشات منتشر شده سفر ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه به ارمنستان برای پائیز آینده برنامه ریزی شده است. برخی گزارشات تائید نشده حکایت از آن دارند که روابط شخصی بسیار نزدیک و صمیمانه میان پوتین و کوچاریان موجب آن شده اند که توقف پیگرد قضایی علیه روبرت کوچاریان و آزادی وی از زندان به عنوان یکی از شروط تحقق این سفر و دیدار پوتین با پاشینیان در ایروان مطرح شود. همچنین براساس برخی از شایعات منتشر شده در رسانه های ارمنستان در صورت تحقق نیافتن این شرط پوتین به جای ایروان عازم پایگاه نظامی روسیه در شهر گیومری ارمنستان خواهد شد و یا درخواست ملاقات با کوچاریان در زندان را مطرح خواهد کرد.

تشدید فعالیت مخالفان دولت نیکول پاشینیان و اجماع آن ها در جبهه ای واحد به موازات کاهش محبوبیت عمومی نیکول پاشینیان در ماه های اخیر آینده سیاسی دولت این کشور را در ابهام قرار داده است.

تحقق نیافتن وعده های نیکول پاشینیان در خصوص ایجاد جهش بزرگ در رشد اقتصادی ارمنستان و جذب سرمایه گزاری خارجی، مدیریت ضعیف در وزارت خانه ها و ارگان های دولتی و بویژه شهرداری ایروان، چالش های مستمر با دولت جمهوری آرتساخ (قره باغ) و تلاش برای صدور انقلاب به این جمهوری و نیز شبهات مطرح شده پیرامون توافقات پنهانی با مقامات باکو و دولت های خارجی برای سازش و حل و فصل مناقشه قره باغ و همچنین نفوذ و حضور نیروهای مرتبط با "بنیاد جامعه باز" سوروس در نهادهای اجرایی و قانون گزاری ارمنستان و هدف قرار گرفتن نهادهای مذهبی و اجتماعی ارمنستان از عوامل مهم در سقوط سریع میزان مقبولیت اجتماعی نیکول پاشینیان بشمار می آیند. به رغم ادعاهای مطرح شده از سوی رسانه های دولتی ارمنستان کاهش مقبولیت اجتماعی نیکول پاشینیان به حدی است که در بیستم ماه می گذشته تنها چند صد نفر به فراخوان وی برای بستن درهای ورودی دادگاه های این کشور پاسخ مثبت دادند. این در حالیست که در دوم اکتبر گذشته تنها در عرض چند ساعت ده ها هزار نفر از شهروندان ارمنی با استقبال از فراخوان نخست وزیر ارمنستان در برابر ساختمان مجلس ملی این کشور اجتماع کردند. همچنین ماه گذشته برای نخستین بار برای مقابله با معترضان در شهر زادگاه نیکول پاشینیان نیروهای پلیس به صورت گسترده ای وارد عمل شدند که به درگیری میان معترضان و نیروهای پلیس و زخمی شدن و دستگیری برخی از معترضان انجامید.

به موازات کاهش محبوبیت اجتماعی نیکول پاشینیان میزان مقبولیت و تمایل اجتماعی نسبت به روبرت کوچاریان در میان اقشار مختلف ارمنستان در حال افزایش است. روبرت کوچاریان که تا پیش از انقلاب مخملی در ارمنستان به مدت ده سال در سکوت خبری به فعالیت در یک شرکت بزرگ روسی به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره مشغول بود تنها چند ماه پس از استقرار دولت جدید در ارمنستان به رهبری نیکول پاشینیان تحت پیگرد قضایی قرار گرفت و راهی زندان شد. بسیاری معتقدند که نیکول پاشینیان با صدور دستور آغاز تحقیقات پیرامون وقایع اول مارس 2008 میلادی و تحت پیگرد قرار دادن روبرت کوچاریان مرتکب اشتباه بزرگی شده و ناخواسته موجبات بازگشت روبرت کوچاریان به صحنه سیاست ارمنستان را فراهم آورد. برخی گمان دارند که این اقدام نیکول پاشینیان با این فرض انجام گرفت که روبرت کوچاریان که در زمان آغاز تحقیقات قضایی در اروپا حضور داشت از بازگشت به ارمنستان خودداری خواهد کرد و دست نیکول پاشینیان برای وارد نمودن اتهامات مختلف و محکوم نمودن غیابی وی باز خواهد بود. اما روبرت کوچاریان در موعد مقرر به ایروان بازگشت و با قرار گرفتن در برابر دادگاه بازی طراحی شده از سوی پاشینیان را برهم زد. در چنین شرایطی تنها چاره موجود صدور قرار بازداشت موقت برای دومین رئیس جمهوری ارمنستان بود. تاکنون دوبار قرار بازداشت موقت روبرت کوچاریان از سوی دادگاه هایی در ایروان نقض شده و وی از زندان آزاد شده است اما هر بار واکنش های تند و تهدید آمیز نیکول پاشینیان علیه قضات و دادگاه های ارمنستان موجب شده است تا دادگاه های تجدیدنظر با نقض این آرا بار دیگر روبرت کوچاریان را راهی زندان کنند. موضوعی که آشکارا حکایت از اعمال نفوذ نخست وزیر ارمنستان در آرای دادگاه های این کشور و نقض اصل تفکیک قوا دارد. وکلای مدافع روبرت کوچاریان معتقدند که اقدامات وی در وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی و بکارگیری نیروهای نظامی برای برقراری امنیت در کشور در چارچوب اختیارات رئیس جمهوری تصریح شده از سوی قانون اساسی این کشور بوده اند و به همین جهت خواستار رای مشورتی دادگاه اروپایی حقوق بشر و همچنین کمیسیون ونیز شده اند.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و نخبگان سیاسی ارمنستان در فضای ایجاد شده پس از انقلاب مخملی سال گذشته و خالی شدن عرصه سیاست این کشور از رهبران و شخصیت های سیاسی که توان رقابت با نیکول پاشینیان را دارند روبرت کوچاریان تنها شخصیت سیاسی است که از کاریزما، اراده سیاسی، تجربه و همچنین ارتباطات خارجی لازم برای آغاز مبارزه سیاسی علیه دولت ارمنستان، ایجاد وحدت میان نیروهای سیاسی این کشور و همچنین خارج نمودن کشور از وضعیت کنونی برخوردار است.

کارنامه موفق اقتصادی روبرت کوچاریان در طول دوره ریاست جمهوری (1998-2008) و فعالیت های عمرانی انجام گرفته از سوی دولت وی شاخص ترین برگ برنده حامیان او می باشند. کاهش نرخ مهاجرت از کشور و ثبت مهاجرت معکوس، ثبت رشد اقتصادی دو رقمی، ثابت ماندن میزان بدهی خارجی، موفقیت در جذب سرمایه گزاری خارجی از جمله جلب اعتماد بسیاری از سرمایه داران ارمنی ساکن در خارج از کشور از جمله کِرک کِرکوریان میلیاردر مشهور ارمنی برای سرمایه گزاری و فعالیت در ارمنستان، احداث ترمینال مدرن فرودگاه "زوارتنوتس" ایروان و همچنین مرمت و زیبا سازی بسیاری از امکان توریستی و جاده های کشور و ایجاد زمینه های لازم برای توسعه صنعت توریسم در کشور تنها بخش کوچکی از کارنامه مثبت ریاست جمهوری روبرت کوچاریان می باشد.

سیاست خارجی تکمیلی ارمنستان در دوران ریاست جمهوری روبرت کوچاریان پایه گزاری شده و سپس در دوران ریاست جمهوری سرژ سرکیسیان استمرار یافت. سیاستی که در حال حاضر و بدلیل شرایط ایجاد شده پس از انقلاب مخملی ارمنستان و فقدان تجربه دیپلماتیک و سیاسی لازم جهت برقراری تعامل و توازن در روابط با روسیه، اروپا، آمریکا و ایران و همچنین نفوذ عوامل غربگرا در ارکان حکومتی شکل بندبازی سیاسی به خود گرفته است.

در خصوص روابط ایران و ارمنستان در دوران ریاست جمهوری روبرت کوچاریان باید تاکید کرد که توافقنامه تبادل گاز و برق به عنوان بزرگترین (و متاسفانه آخرین) پروژه مشترک میان دو کشور در این دوره مورد توافق گرفته و سپس به مرحله اجرا و بهره برداری رسیده است. براساس ارقام موجود نزدیک به 60 درصد از تبادلات تجاری 300 میلیون دلاری میان ایران و ارمنستان سهم این توافقنامه می باشد و در فقدان آن ارزش تبادلات تجاری میان دو کشور به زحمت به مرز 100 میلیون دلار در سال می رسید. این توافقنامه که شامل احداث یک خط لوله گاز و دو خط انتقال برق میان ایران و ارمنستان می باشد از اهمیت راهبردی برای ارمنستان برخوردار است. گاز مصرفی ارمنستان از روسیه و از طریق خط لوله ای که از خاک گرجستان می گذرد تامین می شود. با توجه به این که بروز هرگونه تنش در روابط گرجستان و روسیه و یا حتی گرجستان و ارمنستان می تواند موجب اخلال در روند انتقال گاز به ارمنستان شود، خط لوله گاز ایران و ارمنستان به عنوان جایگزینی مطمئن امنیت انرژی ارمنستان را تامین می کند. در مورد اهمیت راهبردی خطوط انتقال برق میان دو کشور نیز همان بس که در دهم ژوئیه گذشته پس از بروز اختلال در شبکه توزیع برق ارمنستان و قطعی سراسری برق در ایروان و چندین استان این کشور از طریق این خطوط و با کمک ایران وضعیت برق رسانی در ارمنستان به حالت عادی بازگشت و این کشور از وضعیت بحرانی خارج شد.

متاسفانه توافقات بدست آمده میان مقامات دو کشور پس از دوران ریاست حمهوری روبرت کوچاریان و همچنین پروژه های مشترک از جمله احداث خط آهن ایران و ارمنستان، احداث نیروگاه بر روی رود ارس، احداث منطقه آزاد اقتصادی در مقری و احداث خط سوم انتقال برق یا به فراموشی سپرده شده و یا علیرغم توافقات انجام گرفته همچنان در مرحله اجرا بوده و به بهره برداری نرسیده اند.

روبرت کوچاریان در مصاحبه با روزنامه "گولوس آرمنیی" تاکید کرده است که دولت کنونی ارمنستان شانسی برای انتخاب مجدد نخواهد داشت و رای دهندگان بزودی از پوپولیسم سیر خواهند شد. وی همچنین با اشاره به نتایج انتخابات اخیر در یونان تاکید کرده است که براساس منطق جاری در فرآیندهای سیاسی به صورت معمول نیروهای با تجربه و عملگرا جایگزین رهبران پوپولیست می شوند.

این که پیش بینی روبرت کوچاریان در مورد فرآیندهای سیاسی در ارمنستان تا چه میزان با واقعیت سازگار است در آینده ای نه چندان دور مشخص خواهد شد.

منتشرشده در مقالات

کفیل نخست وزیری ارمنستان تاکید کرد منشاء مشکلات ایجاد شده در سیستم بانکی این کشور در رابطه با تجارت با ایران دولت این کشور نبوده و دلیل آن نگرانی های شرکت های خصوصی است.

نیکول پاشینیان در گفتگو با خبرنگاران در شهر "واناذور" ارمنستان تاکید کرد، به بانک های این کشور ابلاغ شده است که دولت آمریکا مشکلی با مبادلات بانکی با اشخاص حقیقی ندارد اما از آنجائیکه بانک های ارمنستان به صورت خصوصی اداره می شوند نگران قرار گرفتن در "فهرست سیاه تحریم ها" هستند.

نیکول پاشینیان همچنین افزود دولت ارمنستان سرگرم مذاکره با بانک های این کشور و متقاعد کردن آن ها در این موضوع است که ایجاد محدودیت برای اشخاصی که در فهرست تحریم ها قرار ندارند، صحیح نیست.

نیکول پاشینیان در ادامه تاکید کرد:"وقتی ما از بانک ها درخواست می کنیم تا از ایجاد موانع ساختگی خودداری کنند آن ها از در جواب از ما می پرسند اگر دچار مشکلات مالی شویم آیا دولت ضرر ما را جبران خواهد کرد؟ شما جبران ضرر ما را تضمین کنید و ما آزادانه فعالیت خواهیم کرد."

نیکول پاشینیان همچنین افزود:"واضح است که دولت ارمنستان نمی تواند زیر بار چنین تعهد نامشخصی برود."

منتشرشده در اخبار

روبرت مارکاریان

نیکول پاشینیان کفیل نخست وزیری ارمنستان اول نوامبر گذشته در مجلس ملی این کشور از امکان بالفعل بسته شدن مرز ایران و ارمنستان خبر داد.

بی تردید تصور این که برای بستن مرز میان دو کشور نیاز هست تا یکی از مقامات ارمنستان با مراجعه به شهر مرزی "مقری" ارمنستان قفل بزرگی بر درب اداره گمرک این شهر بزند، بسیار دور از واقعیت خواهد بود، اما شواهد امر حکایت از این دارند که مرز دو کشور در عمل و بتدریج در حال بسته شدن است.

در این خصوص باید به دو نکته مهم اشاره کرد. نخست آن که تحقق پیش بینی نیکول پاشینیان تنها با ابتکار و اقدام ارمنستان امکان پذیر خواهد بود و ایران هیچ گاه مرز دو کشور را نخواهد بست. دوم آن که بسته شدن مرز دو کشور بر خلاف تصورات رایج لزوماً به معنای بسته شدن فیزیکی مرز دو کشور آنچنانکه در مورد مرز ترکیه و ارمنستان رخ داده است، نیست. علاوه بر این بسته شدن مرز دو کشور هیچ ارتباطی با تردد توریست و مسافر میان دو کشور ندارد. به عنوان مثال علیرغم بسته بودن رسمی مرز میان ارمنستان و ترکیه خط هوایی میان ایروان و استانبول برقرار بوده و شهروندان دوکشور آزادانه به کشورهای یکدیگر سفر می کنند. در مفهوم کنونی بسته شدن مرز میان دوکشور را می توان معادل با کاهش شدید مبادلات تجاری و ترانزیت میان دو کشور دانست که موجب وارد شدن ضرر اقتصادی به دو کشور می شود.

به چند دلیل محکم می توان ادعا کرد که پیش بینی نیکول پاشینیان در مورد بسته شدن بالفعل مرز ایران و ارمنستان بتدریج در حال تحقق است.

1) ماه گذشته گزارشاتی در مورد مشکلات ایجاد شده از سوی بانک های ارمنستان برای شهروندان ایرانی ساکن این کشور بویژه فعالان اقتصادی، دانشجویان و حتی ارامنه ای که در گذرنامه محل تولد آن ها ایران ذکر شده است منتشر شد. مدتی بعد با پیگیری های انجام گرفته ظاهرا این مشکل برای ارامنه ایرانی که تابعیت دوگانه ارمنستان را نیز دارند رفع شد اما ظاهرا مشکل حساب های ارزی فعالان اقتصادی ایرانی همچنان پابرجاست.

2) سامسون گریگوریان از فعالان اقتصادی ارمنستان و هماهنگ کننده جنبش مدنی "کاستسوم" در گفتگو با پایگاه خبریLragir.am تائید کرده است که تقریبا کلیه بانک های ارمنستان از ارائه خدمات بانکی به واردکنندگان ارمنی که قصد ترانزیت کالاهای خریداری شده از هند، چین، امارات و سایر کشوهای عربی از طریق "بندرعباس" و مسیر ایران به ارمنستان را دارند خودداری کرده و وارد کنندگان ارمنی را مجاب می کنند تا با صرف زمان و هزینه بیشتر اقدام به ترانزیت بار خود از بندر "پوتی" و مسیر گرجستان کنند.

3) الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان روز دوشنبه گذشته اعلام کرد که ارتش این کشور موفق به تصرف بلندی های استراتژیک در امتداد مرز این کشور با ارمنستان در منطقه نخجوان شده است که در نتیجه آن برخی از جاده های استراتژیک ارمنستان در تیرراس نیروهای این کشور قرار گرفته اند. تردید نمی توان داشت که جاده مورد اشاره علی اف تنها مسیر زمینی است که ارمنستان را به ایران متصل می کند. با توجه به این که چند ماه پیش نیروهای آذری مستقر در نخجوان اقدام به گلوله باران روستای "آره نی" ارمنستان در فاصله چند کیلومتری از جاده زمینی میان ایران و ارمنستان کردند، تهدید علی اف را باید جدی تلقی کرد. این تهدید علاوه بر جاده ایران و ارمنستان متوجه خط لوله مشترک گاز دو کشور و همچنین منطقه آزاد اقتصادی "مقری" که قرار است نقش حلقه متصل کننده ایران به اتحادیه اقتصادی اورآسیایی و اتحادیه اروپا را بازی کند، می باشد.

دوشنبه گذشته نشستی با موضوع "روابط ایران و ارمنستان، فرصت ها و چالش ها" در تهران برگزار شد. سخنرانان این نشست همچون گذشته بر اهمیت توسعه روابط و بویژه همکاری های تجاری و اقتصادی میان ایران و ارمنستان تاکید کردند.

بی تردید ایران با توجه به شرایط کنونی و تحریم های اعمال شده از سوی آمریکا از تقویت و توسعه روابط و همکاری با ارمنستان استقبال خواهد کرد. اکنون توپ در زمین دولت جدید ارمنستان قرار دارد. می توان پیش بینی کرد که دولت جدید ارمنستان اگرهم تاکنون بر سر دوراهی سخت انتخاب میان روابط با ایران و یا آمریکا قرار نگرفته باشد، در آینده نزدیک با چنین وضعیتی مواجه خواهد شد. تاکیدات مقامات ارمنی در خصوص اهمیت حیاتی روابط با ایران تاثیر چندانی بر تصمیم دولت آمریکا و فشارهای اعمال شده از سوی این کشور نخواهند داشت زیرا آن چنانکه جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز در مصاحبه با "صدای آزادی" در ایروان اعلام کرد این کشور قصد تنگ تر کردن حلقه پیرامون ایران را دارد.

ظاهرا طرف آمریکایی برای حل این مشکل ارمنستان طرح ویژه خود را دارد که اساس آن بر حل مناقشه قره باغ از طریق وادار نمودن ارمنستان به سازش، گشایش مرزهای شرقی و غربی ارمنستان و یا حداقل مرز با ترکیه و جایگزین نمودن آن با مرز این کشور با ایران قرار دارد. موضوعی که با توجه به تحرکات اخیر نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان ( وهمچنین ترکیه) در جمهوری خودمختار نخجوان چندان هم دور از تصور نمی باشد.

منتشرشده در اخبار