دیدبان ارمنستان

پایگاه خبری و تحلیلی

یکشنبه10202019

Last update07:12:55 AM

Back شما اینجا هستید: Home اخبار نمایش موارد بر اساس برچسب: خط لوله گاز

روبرت مارکاریان کارشناس سیاسی و از حامیان روبرت کوچاریان دومین رئیس جمهوری ارمنستان اخیراً در تماس با صفحه فیسبوک کتاب "زندگی و آزادی" (خاطرات رویرت کوچاریان دومین رئیس جمهوری ارمنستان1998-2008)  پیشنهاد ترجمه بخش مربوط به احداث خط لوله گاز ایران و ارمنستان از این کتاب را ارائه کرد. ضمن تشکر و قدردانی از آقای مارکاریان ترجمه ایشان از این بخش از کتاب ارائه می شود.

ایران همسایه جنوبی ما است و روابط با این کشور همواره از اهمیت ویژه ای برای ارمنستان برخوردار بوده است. مرزهای ما تنها با دو کشور از چهار کشور همسایه باز است و ایران یکی از آن دو کشور می باشد. کشور ایران با سابقه سه هزار ساله حکومتداری و فرهنگ منحصر بفرد و همچنین با جمعیت هفتاد میلیون نفری اکثراً جوان برای ما بازاری پر اهمیت و همزمان بسیار پیچیده همراه با ویژگی های خاص خود بشمار می آمد. ما این بازار را به دقت مورد بررسی قرار دادیم اما مشکل آنجا بود که ایران تحت تحریم قرار داشت و روابط پر تنشی میان این کشور و آمریکا برقرار بود.

آمریکایی ها از همکاری ما با ایرانی ها خرسند نبودند اما ما قصد نداشتیم منافع حیاتی خود را قربانی کنیم. روابط ایران و غرب و همچنین نوع نگاه ایران به غرب تحت تاثیر مناقشه طولانی مدت با غرب و تحریم های اعمال شده تغییر شکل داده بودند. در هر دو طرف این مناقشه گروه هایی پر نفوذ با نگاه های تحریف شده نسبت به طرف مقابل شکل گرفته و حالتی نسبتاً تحجرگونه به خود گرفته بودند. دیوار سوء تفاهم میان طرفین به صورت مستمر بلندتر شده و حوزه های جدیدتری را در بر می گرفت. (در عین حال دیاسپورای ایرانی در کشورهای مختلف جهان مشارکت بسیار فعال داشته، هیچ گاه به صورت باندهای جنایتکار قومی سازمان دهی نشده و در کنار فعالیت های تجاری و اجتماعی در محافل علمی این کشورها حضور فعال دارد).

ما امیدوار به یافتن راهی به سوی بازار ایران بودیم. بازاری که از یک سو تحت تاثیر جهت گیری های ویژه اجتماعی و از سوی دیگر تحریم های اقتصادی و مناقشه با آمریکا قرار داشت. اجرای طرح های بزرگ زیرساختی می توانست اقتصاد های ما را به یکدیگر مرتبط نموده و منجر به ظهور علاقه مندی های تجاری میان طرفین شود. در اوایل دهه 1990 میلادی احداث پل رود ارس با مشارکت ایران منجر به توسعه تبادلات تجاری میان دو کشور شد و با احداث نخستین خط انتقال برق میان دو کشور نیز روابط در زمینه انرژی پایه گذاری شد.

باید قدم پیش می گذاشتیم اما به گونه ای که روابط با آمریکا نیز دچار خدشه نشود.

ما به صورت مستقیم به طرف آمریکایی گفتیم که علیرغم تحریم ها مایل به توسعه روابط خود با ایران هستیم و این موضوع برای ما از اهمیت حیاتی برخوردار است. به آسانی می توان به روابط با کشورهای همسایه خدشه وارد ساخت اما بازسازی مجدد آن کاری بس دشوار خواهد بود. علت این امر شاید انتظارات بزرگ و متقابل همسایگان از یکدیگر و همچنین برخی مشکلات تاریخی انباشته شده هستند که اغلب در فرصت های مختلف بدون هیچ دلیل ویژه ای سر باز کرده و طرفین را نسبت به یکدیگر تحریک می کنند.

از ابتدا درصدد اجرای چند طرح مشترک بزرگ با ایران بودیم. نخستین توافق ما در رابطه با احداث نیروگاه برق بر روی رود ارس و در منطقه مرزی بود (متاسفانه این طرح تاکنون به اجرا در نیامده است). با این وجود مسئله مهم راهبردی احداث خط آهن و خط لوله گاز مشترک ایران-ارمنستان بود. این دو موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند. این که دو کشور همسایه خط آهن مشترک نداشته باشند طبیعی نیست. به همین ترتیب طبیعی نبود که هیچ خط لوله ای میان ایران که دارای ذخایرعظیم نفت و گاز است و ارمنستان که فاقد چنین ذخایری است وجود نداشته باشد.

خط آهن از اهمیت ویژه ای برخوردار بود اما هزینه احداث آن بمراتب بیشتر از احداث خط لوله گاز بود و به همین دلیل نیز تصمیم بر این گرفته شد که فعالیت را از خط لوله گاز آغاز نماییم. اجرای موفق این طرح می توانست سکوی آغازی شود تا در آینده طرح های بسیار مشکل تر و از جمله خط آهن را اجرا نمائیم.

بدین ترتیب تصمیم اتخاذ شده بود و از این لحظه داستان جدیدی آغاز شد.

ما برنامه خود برای اجرای طرح های زیرساختی با ایران را به صورت شفاف به اطلاع همگان رساندیم. بدنبال بیان دلایل برای توجیه تصمیم خود نبودیم بلکه برعکس انتظار مشارکت فعال از سوی اتحادیه اروپا، آمریکا و موسسات مالی بین المللی را داشتیم. زیرا هرچقدر تعداد خطوط انتقال انرژی و همچنین مسیرهای ترانزیتی در منطقه بیشتر باشد به همان میزان نیز رقابت سالم بیشتر و بازار وسیع تر خواهد بود. غرب با جهت گیری لیبرال خود چگونه می تواند با چنین بازاری مخالفت کند؟ من در مذاکرات خود در بروکسل، سازمان بین المللی پول و بانک جهانی این موضوع را مطرح کردم تا آن ها بتدریج خود را با این ایده وفق دهند. دلایل ارائه شده از سوی ما آنقدر منطقی و قابل درک بودند که هیچ کدام از آن ها مخالفتی نداشتند اما به دلایل روشن ابراز خرسندی نیز نمی کردند. اما آمریکایی ها با بی تفاوتی اعلام کردند. "ارمنی ها خواب آن را خواهند دید."

موضوع طرح های زیرساختی را نخستین بار به صورت جدی در اولین سفر رسمی به ایران در سال 2001 میلادی در دیدار با خاتمی رئیس جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دادیم. از من استقبال شایسته ای به عمل آمد. خاتمی را شخصیتی روشنفکر یافتم که به خوب وضعیت ایجاد شده پیرامون ایران را درک می کند و درصدد یافتن راهی برای رهایی از آن است. صمیمیت و همچنین درک فلسفی ایشان از تفاوت های دینی، قومی و فرهنگی با غرب مرا شگفت زده کرد. ما راه های توسعه همکاری های اقتصادی و طرح های مطرح در این چارچوب را بررسی کردیم.

پیش از این سفر تلاش کرده بودم تا در حد امکان با ویژگی های فرهنگی ایران آشنا شوم، اگرچه از زمان حضور در قره باغ سابقه تماس با ایرانی ها را داشتم. به دنبال راهی بودم تا صداقت خود را با سنت میزبانی ایرانیان در هم بیامیزم و در عین حال از رفتارهایی که ممکن است موجب ایجاد سوء تفاهم نزد طرف مقابل شود خودداری کنم. انداختن پا روی پا در هنگام مذاکره و یا نشان دادن انگشت شست به عنوان تائید، از اعمالی است که باید از انجام دادن آن در ایران خودداری شود. جالب توجه این که بسیاری از حرکاتی که آمریکایی ها انجام می دهند در فرهنگ ایرانی معنایی کاملا متضاد دارند. میزبانی ایرانیان نیز ممکن است صادقانه سوء تفاهم ایجاد نماید. آن ها ضمن ابراز محبت نسبت به طرف مقابل خود ممکن است به گونه ای دست رد به سینه او بزنند که شاید برای اروپایی ها معنای موافقت داشته باشد. تلفظ کلمات "آری" و "خیر" دارای چنان ظرافتی هستند که می توانند معنای آن ها را کاملا تغییر دهند.

نمی دانم آیا "تمرین" های من در رابطه با سنت های قومی و فرهنگی ایرانیان به یاری من آمدند یا نه، اما مذاکرات با خاتمی بسیار موفقیت آمیز بود و در سفر ایشان به ارمنستان نیز ادامه یافت. ما در زمینه اجرای طرح های زیرساختی عمده به توافق رسیدیم و آماده وارد شدن به مرحله عمل بودیم. در رابطه با احداث دومین خط انتقال برق توافق کرده و آن را در پایان سال 2004 میلادی به بهره برداری رساندیم. طرف ایرانی در قبال دریافت برق از ارمنستان هزینه احداث این خط انتقال برق را متقبل شده بود. با این وجود اولویت نخست ما احداث خط لوله گاز بود. تکیه بر خط لوله گازی که از روسیه می آمد نه تنها از لحاظ امنیت انرژی بلکه از جنبه بهای رقابتی گاز در بازار نیز منطقی نبود. من به خوبی به یاد داشتم که در طول جنگ قره باغ چگونه خط لوله گاز روسیه به ارمنستان 28 بار منفجر شد. این خط لوله از روسیه و از مسیر گرجستان به ارمنستان می رسید و از مناطقی عبور می کرد که عمدتاً آذری نشین بودند. انفجارها نیز در همین مناطق اتفاق می افتاد. تعمیر این خط لوله نیز هر بار چند روز طول می کشید. آن سال ها دوران سختی برای ما بود. کشوری که در بحران انرژی قرار داشت مجبور به اجرای برنامه صرفه جویی بسیار شدید بود. برای حفظ ذخایر مخازن زیرزمینی گاز جریان گاز به غیر از مراکز ضروری قطع می شد. کل کشور نگران از این بود که هر لحظه ممکن است مراکز پخت نان از فعالیت باز بمانند و هر بار مشکل تامین گاز با زحمت بسیار زیاد مرتفع می شد. خط لوله گاز موضوع امنیت ملی بشمار می آمد. کسی نمی توانست تضمین کند که جنگ مجددا آغاز نخواهد شد.

من به آمریکایی ها پیشنهاد مشارکت در طرح خط لوله گاز را ارائه کردم. دلایل بسیار زیادی را از بازار گرفته تا موضوعات راهبردی مطرح کردم. ایده ایجاد کنسرسیوم با حضور ایران و روسیه را پیش کشیدم. قصدم اثبات این موضوع بود که این طرح موضوعی سیاسی نیست و برای امنیت ارمنستان از اهمیت حیاتی برخوردار است. تاکید می کردم که در نهایت راهی برای اجرای این طرح خواهیم یافت پس بیایید با یکدیگر همکاری کنیم و شاید در سایه این همکاری مشترک برخی از مشکلات موجود در روابط شما با ایران نیز حل شود. از لحاظ نظری این طرح می توانست برای آمریکایی ها جالب توجه باشد زیرا در تضاد با انحصار "گازپروم" بود که در عین حال عامل نفوذ روسیه در کشورهای همجوار بشمار می آمد. برای ما دیدگاه آمریکا از جنبه دیگری نیز حایز اهمیت بود. امیدوار بودیم که در وهله نخست خواهیم توانست مبالغی را از بانک های بزرگ غربی برای اجرای این طرح دریافت کنیم.

آمریکایی ها در نهایت ادب به سخنان من گوش دادند و در جواب گفتند:" بله نگرانی های شما را درک می کنیم. بله دلایل شما منطقی است. اما... بدلایل بسیار روشن از مشارکت در این طرح معذوریم." پس ازدریافت پاسخ منفی از آمریکایی ها تاکید کردم:"در این صورت امیدوارم که حداقل در این زمینه ایجاد مانع نخواهید کرد." آن ها تکرار کردند که موضوع برای آن ها قابل درک است و هرگونه انحصار غیر قابل قبول است و قول دادند که مانع ایجاد نخواهند کرد.

به موازات آن با "گازپروم" وارد مذاکره شدم. با مدیران آن ملاقات کرده و توضیح دادم که خط لوله گاز ایران برای کشور ما از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و پیشنهاد مشارکت در احداث خط لوله را ارائه کردم. ظاهراً آن ها به صورت مستقیم این پیشنهاد را رد نمی کردند اما پاسخ آن ها نیز مبهم بود. " بله در کل جالب توجه است". از آنجائیکه همه چیز در مرحله حرف باقی مانده و در زمینه اجرای این طرح هیچ گام عملی برداشته نمی شد دریافتم که این که به معنای رد شدن پیشنهاد است اما با شیوه ای کاملا مودبانه. البته قابل درک هم بود. "گازپروم" چه نیازی به این خط لوله گاز داشت؟ دلیلی نداشت تا با دست خود رقیبی برای خود بتراشد.

در پایان مذاکرت اعلام کردم:"خرسند می شدیم اگر با ما مشارکت می کردید. اگر مایل نیستید مانعی ندارد. صرفنظر از این که در این طرح مشارکت خواهید کرد یا نه، ما آن را اجرا خواهیم کرد."

نتیجه مذاکرات قابل پیش بینی بود. من انتظار رد پیشنهاد از سوی "گازپروم" را داشتم اما برای جلوگیری از واکنش احتمالی آن ها از جنبه سیاسی طرح این پیشنهاد را صحیح می دانستم.

زمان می گذشت. همزمان با ادامه مذاکرات با طرف ایرانی برای تامین مالی و همچنین دست یافتن به الگویی از همکاری که برای هر دو طرف سودمند خواهد بود، انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار شده و احمدی نژاد که دارای شخصیتی کاملا متفاوت، با دیدگاه محافظه کارانه و شدیداً ضدآمریکایی بود در این انتخابات به پیروزی رسید. با پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری تنش در روابط ایران و آمریکا نیز تشدید شد. دومین مرحله مذاکرات را با احمدی نژاد انجام دادیم. وی فاقد جذابیت خاتمی و بسیار ساده بود با این وجود به عنوان شریکی جدی و مطمئن اجرای طرح را با او آغاز کردیم.

ما موفق به یافتن الگویی جالب بر مبنای منافع متقابل با طرف ایرانی شدیم. ما از آن ها گاز دریافت می کنیم و سپس با تولید برق آن را به ایران باز می گردانیم و بخشی از گاز دریافتی را به عنوان بهای تولید برق نگه می داریم. ایران از لحاظ ظرفیت تولید برق در مضیقه قرار داشت اما ما اضافه تولید داشتیم. بدین ترتیب منافع دو طرف کاملا مشخص و هزینه احداث خط لوله قابل تامین بود. البته در نتیجه این توافق طرح تا حدودی گسترده تر شد. ضرورت احداث خط جدید انتقال برق میان دو کشور که می توانست حجم بیشتری از انرژی برق را منتقل کند مطرح شد. ما در حال افزایش ظرفیت تولید خود بودیم و حتی شروع به بررسی احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی "هرازدان" کردیم. این طرح بلافاصله معنای تجاری به خود گرفت و تصمیم گرفتیم برای احداث آن از ایرانی ها وام دریافت کنیم. توافق کردیم تا خط لوله گاز توسط شرکت آن ها احداث شود زیرا آن ها هنگامیکه خود اجرا کننده طرح هستند منابع مالی آن را سریع تر تامین می کنند. توافق کردیم ایرانی ها خط لوله را تا مرز ما برسانند و از آنجا به بعد نیز بی تردید موفق به یافتن سرمایه گذار می شدیم.

من به تهران سفر کردم. در طی این سفر احمدی نژاد با جدیت بر اجرای توافقات انجام گرفته تاکید کرد. ما دستان یکدیگر را فشردیم و اجرای طرح آغاز شد.

عملیات احداث خط لوله به سرعت در حال پیشرفت بود تا حدی که موجب نگرانی وزارت امور خارجه آمریکا شد. زمانیکه با احمدی نژاد توافق کردیم تا با یکدیگر خط لوله را افتتاح و مشعل گاز را در منطقه مرزی ارمنستان روشن کنیم، سفیر آمریکا ضمن دیدار با وارطان وسکانیان وزیر امور خارجه ارمنستان درخواست کرد تا در ملاقات حضوری نامه ای را به من تحویل دهد. در این نامه طرف آمریکایی با برگزاری مراسم افتتاح خط لوله مخالفت کرده و از من درخواست کرده بود که از این اقدام خودداری کنم. متن نامه شباهت بسیاری به بخشنامه هایی داشت که سازمان های حزبی از کمیته مرکزی حزب کمونیست دریافت می کردند. در این نامه ها سیاست های حزب در قبال مسائل مختلف تبیین شده و خط مشی دیکته می شد. من به این موضوع در یکی از ملاقات های خود با سفیر آمریکا در ارمنستان اشاره کردم. هیچگاه تصور نمی کردم که سال ها پس از کسب استقلال بخشنامه های صادر شده از سوی واشنگتن جایگزین بخشنامه های کرملین خواهند شد. این موضوع مربوط به دوران ریاست جمهوری جورج بوش پسر بود. در این دوران لحن پیام های وزارت امور خارجه آمریکا بیشتر به توصیه نامه های لازم اجرایی شباهت داشت که مایه عصبانیت می شد.

مراسم افتتاح خط لوله گاز ایران و ارمنستان براساس برنامه ریزی انجام گرفته در ماه مارس 2007 میلادی در شهر "آگاراک" در مرز با ایران برگزار شد. همه خوشحال بودیم و پس از مراسم افتتاح نیز موضوع ادامه طرح تا به سرانجام رساندن آن و همچنین اقدامات عملی در راستای توسعه همکاری های اقتصادی را بررسی کردیم. البته از تیم ها و کادرهای خود که در سایه تلاش های آن ها احداث خط لوله گاز امکان پذیر شد نیز قدردانی به عمل آوردیم.

مدتی بعد هیئتی از آمریکا عازم ارمنستان شد. در ملاقات با این هیئت گفتگوهای انجام گرفته درباره خط لوله گاز را به آن ها یادآوری کردم. مگر نه این که آن ها در آن زمان تاکید می کردند که آمریکا اگرچه در این طرح مشارکت نمی کند اما در مسیر اجرای آن نیز مانع ایجاد نخواهد کرد.

به آن ها گفتم: "آیا من اشتباه می کنم؟"

نماینده وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ گفت:" خیر، اما تصور نمی کردیم که شما موفق خواهید شد."

در رابطه با این خط لوله موضوع جالب توجه پس از این آغاز شد.

هنگامیکه مشخص شد خط لوله گاز در هر حال فعالیت خواهد کرد به یکباره "گازپروم" نسبت به آن حساس شد. آن ها این خط لوله را رقیبی برای خود دانسته و فعالیت هایی را آغاز کردند. در این مرحله ما آمادگی داشتیم تا مشارکت آن ها را تنها در چارچوب کلیت طرح مد نظر قرار دهیم که علاوه بر خط لوله گاز شامل اتمام طرح احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی "هرازدان" نیز می شد.

احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی ارمنستان در اوایل دهه 1990 میلادی آغاز شده بود. تامین مالی این طرح را بانک اروپایی بازسازی و توسعه(EBRD) بر عهده داشت. در مقابل دولت ارمنستان تعهد کرده بود که نیروگاه اتمی خود را تعطیل خواهد کرد. براساس پیش بینی ها ظرفیت تولید برق بلوک پنجم نیروگاه حرارتی برابر با نیروگاه اتمی می بود. پس از تصدی مقام ریاست جمهوری اجرای این طرح را متوقف کردم. معتقد بودم که نیروگاه اتمی نباید تعطیل شود. هزینه طرح 50 میلیون دلار برآورد شده بود اما مشخص شد که ارزیابی ها اشتباه بوده است. محاسبه هزینه ها براساس قیمت های سال 1992 انجام گرفته بود که ارزش نیروی کار در ارمنستان بسیار ناچیز بود و همان مبالغ را مبنای محاسبه هزینه در آینده قرار داده بودند. پس از هزینه شدن کل مبلغ اختصاص یافته مشخص شد که برای اتمام طرح تقریباً به همان میزان نیز باید هزینه شود. من از دادن تضمین های دولتی برای دریافت اعتباری جدید خودداری و طرح احداث بلوک پنجم را متوقف کردم. توقف اجرای این طرح به روابط من با EBRD خدشه وارد کرد، با این وجود در این زمینه اقدام کردم. من به دلایل محکم تری برای انصراف از تعطیلی نیروگاه اتمی نیاز داشتم و فقدان ظرفیت تولید برق معادل دلیلی منطقی بشمار می آمد.

اما اکنون زمان برای اتمام طرح احداث بلوک پنجم نیروگاه حرارتی مناسب بود. در این مدت تقریبا همگان به این باور رسیده بودند که فعالیت نیروگاه اتمی را تعطیل نخواهیم کرد. به "گازپروم" اعلام کردیم که آماده سازش با آن ها هستیم اما تنها در چارچوب کلیت طرح که شامل اتمام احداث بلوک پنجم نیز می شود. آن ها موافقت کردند و باید اذعان کنم که به کلیه تعهدات خود عمل کردند و طرح نخستین بروزرسانی شد. "گازپروم" در کل 500 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد.

خط لوله گاز ایران و ارمنستان که کمتر کسی به سرانجام رسیدن آن را باور داشت این گونه احداث شد و ما برای اجرای آن تقریبا هیچ هزینه ای را متقبل نشدیم. امکان اجرای این طرح واقعاً ناچیز بود اما ما در این زمینه موفق شدیم زیرا به موفقیت آن باور داشته و در راستای آن تلاش کردیم. در حال حاضر کل ظرفیت این خط لوله مورد استفاده قرار نمی گیرد که دلیل آن ساخته نشدن خط سوم انتقال برق میان دو کشور بنابر دلایلی است که از آن جمله می توان به تحریم های اعمال شده علیه ایران اشاره کرد. البته احداث خط سوم انتقال برق هم اکنون از سر گرفته شده است.

https://www.facebook.com/kyanqevazatutyun/photos/a.508090653325267/508093499991649/?type=3&theater

منتشرشده در اخبار